قرار بود ایرانیان ازادی خواه و بشر دوست به محل کشته شدن این دو شخصیت ملی که خانه ی ازادی نام گرفته است رفته و یاد انان را گرامی بدارند. اما با کمال سوگمندی،لشکریانی از نیرو های لباس شخصی،امنیتی و انتظامی و یگین ویژه خیابان های منتهی به خیابان هدایت را به اشغال خود در اوردند تا مبادا مردم خود را به خانه ی ازادی برسانند. به راستی که جای شگفتی دارد!مگر قرار بود مردم در خانه ی ازادی چه کنند که این گونه با ان ها برخورد می شود؟ایا ان ها شهروند نیستند و مالیات نمی پردازند؟ایا پول نفت به ان ها تعلق ندارد؟ایا ایرانی نیستند؟اگر پاسخ مثبت است که هست،پس چرا نیاید از حقوق شهروندی برخوردار باشند؟گرهم ایی در خانه ی دو شهروند به ناحق کشته شده و گرامی داشتن یاد ان ها از ابتدایی ترین حقوق شهروندی است. نه این که نیروهایی را که از پول نفت و مالیات و سرمایه های همین شهروندان تشکیل داده اند را بر علیه خود ان ها به کار بگیرند!
ادامه مطلب


شوم و برگی بر ان بیفزایم. ابتدا متن نوشته ی امیر فرشاد ابراهیمی و نظرات ایرج مصداقی در باره ی او را بخوانید و پس از ان ،نوشته ی من در این زمینه را ببینید:

روز گذشته 22 آبان ماه سالگرد درگذشت مردی بود که نزدیک به یک صده زندگی شرافتمند انه ،سال پیش در
چنین روزی درگذشت.شادروان دکتر علی اکبر بهمنش را همه ی سیاستمداران و نخبگان و مبارزان راه ازادی و عدالت می شناسند.این مرد بزرگ از پایه گذاران سازمان قضایی ارتش در دوران رضا شاه بود.او از افسران رشید و وطن پرست این مرز و بوم به شمار می امد.بهمنش از یاران خسرو روزبه و همزمان دادستان نظامیان دوران بود .او نماینده ی دکتر مصدق در جریان پلمب کردن دفتر نمایندگی انگلیس پیش ار کودتای 28 مرداد بوده و در حادثه ی 16 آذر سال 1332 قاضی تحقیق پرونده ی حمله ی وحشیانه به دانشگاه تهران و کشتن سه تن از دانشجویان به نام های شریعت رضوی،بزرگ نیا و قندچی بود.او دادستان دادگاه افشار طوس بودو همواره از یاران مبارزان و خود از ازادی خواهان بزرگ به حساب می امد.بهمنش از اولین و مبرزترین جرم شناسان در چند دهه ی پیش به حساب می امد.

امروز 13 ابان سال 1388 مصادف بود با روز دانش اموز.در 13 ابان سال 1357 بود
که برای اولین بار دانش اموزان به صورت گسترده به جنبش دانشجویی و مردمی
پیوند خوردند و در ان روز چند تن از ان ها کشته شدو روند جبش تند تر و
رادیکال تر شد. گویا تاریخ بار دیگر تکرار شد. امروز اما این دانش اموزان
و دانشجویان و سایر گروه های اجتماعی بودند که از همان ساعات اولیه ی صبح
به طرف خیابان های مرکز شهر هجوم بردند تا به صورت مسالمت امیز خواسته های
خود را فریاد بزنند.
روز گذشته شورای همبستگی برای دموکراسی و حقوق بشر در ایران تشکیل شد.در این جلسه که افزون بر حضور اعضای شورای اجرایی،چند تن از هموندان نیز حضور داشتند،تظاهرات روز 13 ابان به عنوان روز دانش اموز و روز ملی صلح مورد بحث و بر رسی قرار گرفت و از این تظاهرات پشتیبانی به عمل امد.
شد برای من و
همسرم سپیده پورآقایی " خواهر سعیده " بیش از 20 روز نهایتا با نشان
دادن سعیده در شبکه دو اخبار بیست و سی طول کشید. بنابراین در حالیکه دیشب تکرار
مصاحبه همسرم سپیده در برنامه زن امروز با "
شخصا” صادر نمیکرد. او این احکام را از آیت الله
خوشوقت، آیت الله مصباح، آیت الله خزعلی، آیت الله جنتی و گاها” نیز از
حجت الاسلام محسنی اژه ای دریافت میکرد و بدست ما می داد. ما فقط به
آقایان اخبار و اطلاعات میرساندیم و بعد هم منتظر دستور میماندیم. مثلا”
وقتی باخبر شدیم که حاج احمد آقا در جلسات خصوصی به مسئولان نظام و حتی به
ولایت امر اهانت میکند. آنرا ارجاع دادیم و بلافاصله دستور آمد که همه رفت
و آمدهای ایشان را زیر نظر بگیرید و از مکالمات و ملاقاتهای ایشان نوار
تهیه کنید. ما هم بمدت یکسال همین کار را کردیم. متأسفانه حاج احمد آقا به
راه یک طرفه بدی وارد شده بود که برگشت نداشت. وقتی دستور حذف حاج احمد
آقا را آقای فلاحیان به من ابلاغ کرد مضطرب شدم و حتی به تردید فرو رفتم.
دو روز بعد همراه با آقای فلاحیان به دیدار آیت الله مصباح رفتیم، آقایان
محسنی اژه ای و بادامچیان هم آنجا بودند البته بعدا” حاج آقا خوشوقت هم از
بیت آمدند آنجا و نظر جمع بر این بود که نباید به کسانی که با ولی امر
مسلمین خصومت میکنند، رحم کرد


آیا باید از شعار "استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی" نیز سرباز زد؟ چرا که این شعار فرا رفتن از خواست اصلاح طلبان دینی است و رنگ و بوی کاملا سکولار دارد و جنبش را دچار تفرقه می نماید؟. من شخصا بر این باورم رعایت عمومی مبانی مشترک روش مناسب تری برای حفظ همبستگی است. هرچند که آن را نباید به یک کلیشه و افسانه بدل ساخت. حتی اگر این جا و آن جا نیز در تظاهرات شعارهایی علیه کل نظام داده شود، نباید آن را تخطئه کرد. آنچه روشن است تصویر عمومی از یک حرکت را مجموعه مشخصات ان تعیین می کند و نه ذکر یک شعار در درون تظاهرات. 
در خبر ها خواندم که اقای احمد خاتمی که از ۲ خرداد ۷۶ نام او را بر زبان انداختند تا بدلی برای خاتمی اصلی بسازند و من نیز همان زمان با نام او اشنا شدم،به نام ۳۰۰ هزار شهیدی که به تعبیر او برای نظام جان داده اند و لابد ایشان مدعی خون ان ها است،علیه کروبی سخنان اتشینی بیان داشته و گفته است که او با نوشتن ان نامه ی تاریخی ابروی نظام را برده است. از ان جا که من خود برادر دو شهید و همسر خواهر یک شهید و در واقع مدعی ۳ شهید از ان ۳۰۰ هزار شهید هستم، تصمیم گرفتم چند کلامی با اقای احمد خاتمی در این مورد به صورت بی پرده و صریح سخن بگویم.بگذریم که اگر بخواهم اسامی دوستان نزدیک و عمو زاده ها ی شهیدم را نیز لیست کنم تعداد ان ها بسیار زیاد خواهد شد. البته نام ان هایی که می دانم بازماندگانشان مثل من فکر می کنند. در همین جا می خواهم از همه ی خانواده های شهیدی که این نامه به دستشان می رسد و امکان نوشتن این گونه نامه ها را دارند خواهش کنم ان ها نیز بنویسند و اجازه ندهند امثال احمد خاتمی که معلوم نیست برای انقلاب و جبهه حتا یک کشیده خورده باشند چه رسد که مدعی شهدا نیز بشوند،بیش از این از نام شهیدان استفاده کنند.
مديران شاخص گذشته و حال نظام در 30 سال گذشته در بيانيه مهمي نسبت به شرايط فعلي کشور هشدار داده و خواستار توجه به نظرات آيت الله هاشمي رفسنجاني، خاتمي، ميرحسين و مهدي کروبي به عنوان حاصل مديريت عالي نظام شده اند. به نوشته اعتماد در ابتداي اين بيانيه که امضاي وزرا، معاونان، استانداران، فرمانداران، روسا و استادان شاخص دانشگاه ها در دولت هاي اصلاحات، سازندگي، دوران دفاع مقدس و نمايندگان ادوار مجلس در پاي آن به چشم مي خورد، آمده است؛
آفتاب: یکی از اساتید حوزه علمیه قم گفت: «جریانات اخیرکه در کشور رخ داد، ولایت فقیه را هدف قرار داده بود».
ایشان مرتب با خانوادههای زندانیان ملاقات دارد. من نفهمیدم آنشب که این خبر را شنیده بود، کدام خانواده پیش او بوده اما مادرم گفت آقاجانت خوابش نبرد.
قبرستانهای زیادی آباد شدند و زندانهای بسیاری پر شدند و از همه تلخ تر اینکه بسیاری از کسانی که به این زندانها و سلولها رفتند و در این گورها خفته اند افرادی نبودند که شایسته اش باشند بلکه آنها به سرنوشت ملت و میهنشان علاقه مند بودند. گورهای بی نشان و پرنشان شهدای راه آزادی در این کشور زیاد هستند، از خاوران گرفته تا بهشت زهرا. سهراب اعرابی و ندا آقا سلطان از جمله این افراد هستند که در مسیر طولانی دموکراسی خواهی کشور سهیم بوده اند.


خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی- به مناسبت گرامی داشت چهلمین روز جان باختگان راه آزادی، هزاران تن ازمردم عزادارتهران همزمان با تجمعات مردمی درشهرهایی چون اصفهان ، مشهد ، شیراز، اهواز ، رشت و ...عصر پنجشنبه هشتم مرداد درگورستان بهشت زهرا گردهم آمدند .
پرفسور پیام اخوان، دادستان پیشین دادگاه کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق، میگوید به نظر میرسد که بازداشت، کشتار و شکنجه کردنهای اخیر در ایران، در سطح گسترده و به صورت سیستماتیک یا برنامه ریزی شده، انجام گرفته و در این صورت این موارد نقض حقوق بشر را میتوان بر پایه قوانین بینالمللی «جنایت علیه بشریت» دانست.
گاهی با لباس گردان های ویژه، زمانی با لبای شخصی ،در مواردی با لباس فرم سپاه و در مواردی در کسوت تک تیرانداز با تفنگ سیمینوف روسی، یا همزمان با همه ی این ویژگی ها به تظاهرات حمله ور می شود و حتا سر و دست و گردن و مغز مردم را له کرده که انگار ان ها را در دستگاه پرس انداخته یا زیر کامیون انداخته اند، عمدتا و نه انحصارا ،کیست!؟برای این که امروز بیش از هر زمان بر همگان اشکار شده است که فرماندهان سپاه و بسیج به ویژه ان دسته ای که در جنگ شرکت داشته اند تا این اندازه بی رحم نیستند که همسنگران دیروز یا فرزندان ان ها را مورد سرکوب و کشتار وحشیانه قرار بدهند. پس باید با پدیده ی جدیدی روبرو باشیم. یا حد اقل این است که فرماندهی یا مرکزیت این سرکوب می بایست از جنس دیگری باشد.


ساعت ۷.۳۰ پس از ظهر بود که به نا گاه، گروه زیادی از مردم و به ویژه جوانان از اطراف میدان به طرف مرکز میدان با شعار های اله اکبر و مرگ بر دیکتاتور ،تظاهرات خود را شروع کردند. از دیگر سو نیرو های لباس شخصی،گارد ویژه و نیرو ی انتظامی دستور حمله را صادر و حتا رهگذاران را مورد ضرب وشتم قرار دادند.این درگیری هنوز به شدت ادامه دارد اما نکته ی جاب این بود که جوانان بسیار بی باکانه دست به تظاهرات زدند و روز های انقلاب بهمن ۵۷ را در اذهان زنده کردند.شایان ذکر است امروز ۳ امرداد روز همبستگی جهانی گروه های مدافع حقوق بشر با مردم ایران اعلام شده است.