تبليغاتX
پیام دانشجو
مسافر ماورای تاریخ

هدیه ای  از: شاعر مبارز تبریزی،محمد رضا سبکی

به مناسبت: مقابله ی جهانی با گرمایش زمین

به: همه ی مردم جهان

به مناسبت:جشن کریسمس



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه چهارم دی 1388 و ساعت |
جالب توجه است که افراد صادقی مانند اقای طبر زدی تجربه غرب را خوب می شناسند اما نمی توانند درک کنند که روشن فکران رادیکال با گرفتن حکومت شکست می خورند.

در اروپا میانه ها روی کار می ایند نه رادیکال ها ،روشن فکران و رادیکال ها باید سعی کنند که از بین نروند لذا باید سهم خود را از حکومت دموکراتیک بخواهند و نه خود حکومت کردن را.

البته باید بدانیم میانه روها فرشته نجات نیستند ولی می توانند جامعه مدنی را قدرتمند کنند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و هشتم آذر 1388 و ساعت |
از نشانه هايي که در تاريخ زندگی انسان وجود دارد، می توان نتيجه گرفت که او، از آن زمان که از لحاظ نيروی درک و هوش خود از جانداران ديگر متفاوت شد، تا کنون و بدون توقف چند خواست مشخص را دنبال کرده است: آزاد بودن، گرفتار تبعيض نشدن، و در رفاه و امنيت به شادمانی زيستن. البته آشکار است که، در دوره های مختلف تاريخی، شکل و محتوای اين خواست ها با آنچه که انسان امروز خواهان آن است تفاوت هایی زمان مند داشته است اما، به نسبت امکانات زمانه و در جوامع مختلف، «روح اصلی ِ» اين خواست ها هميشه وجود داشته است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و دوم آذر 1388 و ساعت |

استاد بزرگوار جناب مهندس توسلی برای اثبات ادعای بنده ، خود بهترین گواه و شاهد هستند . چرا که در 30 سال گذشته و با وجود آنکه ایشان با روش هایی کاملا قانونی و مسالمت جویانه به اندیشه اصلاح ایران بودند بیشترین صدمات ،سختی ها و شکنجه ها تحمل کردندو چه بسیار روزهای سخت زندان و انفرادی و اتهام را گذراندند. اما آنچه ما باید باور کنیم این است که ما برای سردمداران جمهوری اسلامی همگی دشمن هستیم . آنها فقط ما را در زمانهای مختلف و با روشها و بهانه های مختلف ذبح میکنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیستم آذر 1388 و ساعت |

سال روز شانزده آذر در دانشگاه ها یا بیرون از دانشگاه ها؟

 بیانیه تازه نهضت آزادی و برخورد با روز شانزده آذر

کوروش گلنام

سه شنبه 3 اذر 1388 ـ 24 نوامبر 2009  

 

پیش گفتار

پیش از پرداختن به موضوع، یک بار دیگر نیاز به یاد آوری این نکته است که نگارنده چون خود در برون مرز زندگی می کند و تنها از دور دستی بر آتش دارد، برخود نمی داند که بخواهد برای هم میهنان گرفتار و کوشنده راه آزادی در این روزگار بسیار سخت در ایران، تعین تکلیف نماید. بنا بر این آن چه به میان می آورد تنها برای رد و بدل نمودن دیدگاه ها است. نگارنده می تواند این ادعا را داشته باشد که در همه سالیان زندگی در برون مرز کمتر روزی را بدون پی گیری رویداد های ایران گذرانده است و تنها با این انگیزه است که می پندارد می تواند دیدگاه های خود را با هم میهنان خود در درون ایران در میان بگذاردونه چیزی بیش از این.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پنجم آذر 1388 و ساعت |
آیا انسان تنها با مراجعه به یک کتاب فرهنگ لغت و یا خواندن کتابی در مورد سکولاریسم است که می تواند به درک آن نائل شود؟ آیا موضوع تنها تعریف سکولاریسم می باشد؟ اگر این طور باشد، بله آنانی که ایران را هنوز آماده پذیرش چنین چیزی نمیدانند کاملا درست میگویند!
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت |
بسياری از کسانی که قبل از 20 سال پيش در آلمان غربی زندگی کرده اند آشنا و همسايه ای را می شناخته اند که بخشی از وجودش را در  پشت "ديوار"ی جا گذاشته بود که آلمان شرقی نام داشت. بارها زن يا مردی را می ديدی که با اندوه از دختر يا پسرش می گويد که سال ها او را نديده است، از همسرش می گويد، از مادر و يا پدرش می گويد، از هر آن کسی می گويد که در روز سياه 13 آگوست 1961 پشت آن "ديوار" ی جا مانده بود، که حکومتی ديکتاتور و آزادی کش بپا کرده بود، و آنها سال های سال بود که از او خبری نداشتند؛


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت |
نگارنده، در پی تحولات یک دهه اخیر کشورمان، به خصوص دهمین انتخابات ریاست جمهوری، مصمم گشتم که مروری هرچند کوتاه به برخی از وقایع انقلاب مشروطه داشته باشم تا برخی از رخدادهای مشابه و همجنس بین این دو دوره زمانی را به لحاظ ماهوی بازنمایی کنم. آنچه از نظرتان می گذرد حاصلی از این بازکاوی کوتاه است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم آبان 1388 و ساعت |
سه روز دیگر سیزده آبان فرا می رسد. روزی که می تواند بار دیگر نمایشی کوبنده از توان مندی و اراده استوار بزرگترین شمار مردم ایران در راه رسیدن به خواست های به حق خود در برابر کودتا چیان باشد. تا کنون کوشندگان راه آزادی در درون ایران به ویژه جوانان و دانش جویان گرامی، هشیاری، دانایی و توانا یی های ابتکاری خود را به خوبی نشان داده و توانسته اند برنامه های خرابکارانه تدارک دیده شده از سوی کودتاچیان را خوب شناسایی نموده و آن ها را بی اثر نمایند. پس از شرکت میلیونی مردم در "روز ایرانی"(قدس پیشین) وسر دادن شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران " که همه کاسه کوزه های سی ساله فریبکاری های ملابان در فدرت را در هم شکست، اینک کودتاچیان از هراس از شرکت بازهم گسترده تر مردم جان به لب رسیده در سیزده آبان، دچار حساسیت های ویژه ای شده اند. در این باره، نگارنده چند نکته را به هم میهنان گرامی خود در ایران که رنج های فراوان کشیده و سرچشمه همه کوشش ها و زنده کردن دوباره نام ایرانیان هستند، یاد آور می شود:
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه یازدهم آبان 1388 و ساعت |
برخلاف نظر عده ای که فکر می کنند «حکومت اسلامی هر عيبی دارد اما مستقل است»، اين روزها، تنها با نگاهی گذرا به نوشته های دوران انقلاب مشروطيت و شرحی که آن ها از استقلال در برابر استعمار می دهند، و مقايسه آن با وضعيت کنونی ايران، به راحتی می توان دريافت که ايران، دوباره و همچنان، گرفتار استعمار، با معنای کلاسيک آن، است و حاکمان نشسته بر صندلی های قدرت در ايران همانگونه که شاهان قاجار سرسپرده و تسليم دست بسته ی قدرت های روسيه و انگليس بودند اکنون نيز تسليم قدرت روس و (حالا به جای انگليس بگيريم) اتحاديه اروپا هستند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت |

دوست و همکار گرانمایه ام بابک داد چندی پیش طی نوشتن مقاله ای با عنوان سبزها به قانون اساسی نوین بیندیشند، نظام رفتنیست، مسئولانه و صادقانه کوشید نیاز مبرم جنبش سبز را به دورنگری و ترسیم فرادید پس از پیروزی، تبیین و تشریح نماید.

متاسفانه هر چند نوشتار مذکور با اقبال گسترده دیداری مخاطبان مواجهه شد اما پیداست که پیام آن هنوز به شکل ملموسی از سوی نخبگان و راهبران جنبش شنیده نشده است.

 همان طیفی که ذاتا در هر نهضت مبارزاتی می باید ایفاگر نقش رسامان خطوط حرکتی جنبش باشند، اینک بخش غالبش محل فعل خود را قالبا به جایگاه یک تحلیلگر سیاسی صرف که در خوشبینانه ترین تصور ممکن، پازل ها را کنار هم می گذارد و نتیجه ای عاید می شود، تقلیل داده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت |
تقویت نیروهای نظامی حکومتی ، افزایش بودجه جنگی به نام طرح های عمرانی و به تبع آن کاهش بودجه عمرانی ، نظامی کردن بخش عمده ای از بودجه کشور خارج از مصوبات تعیین شده ، ایجاد فضای سواستفاده و رانت و فساد ، عدم اجرای تخصصی و صحیح پروژه ها ، تحمیل هزینه های هنگفت به پروژه ها ، حذف رقابت در ارائه قیمت و گرانتر شدن پروژه ها ، حذف کنترل و حسابرسی ، فراری دادن سرمایه های داخلی و خارجی ، فراری دادن مغزهای مهندسی و مدیریتی ، تضعیف و حذف بخش خصوصی ، تعطیلی شرکتهای متخصص و با تجربه اجرایی ، افزایش بی کاری و در  نهایت تعطیلی پروژه ها که از اکنون شاهد آن هستیم را ، اشاره نمود .
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت |

اما جنبش دموکرسي خواهي ايران در اين دوران لازم است دقت کند که برقراری صلح و توسعه جنبش صلح بطور اتوماتيک به معني حمايت از مبارزات حقوق بشری نيست و جنبش دموکراسی خواهی ميبايست با تمام احترام به جنبش صلح در ايران و جهان، استقلال خود را هم از نظر تئوري و هم در عمل و تصميم گيری حفظ کند، تا به سرنوشت پايان سالهای 1320 و 1332 دچار نشود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیستم مهر 1388 و ساعت |
فرزند دکتر  بهشتی و از یاران میرحسین موسوی در نوشتاری خطاب به فرمانده سپاه با اشاره به اینکه محمدعلی عزیز جعفری در جدیدترین سخنرانی خود از دعوت‌هایی که برای وحدت صورت می‌گیرد اظهار ناراحتی کرده و به کسانی که در این روزها نیروهای سیاسی را به همدلی فرامی‌خوانند، و بعضی از آنها مراجع تقلیدهستند، آمرانه می‌گوید «ساکت باشید» گفت: بعید می‌دانم شاه در اوج قدرت خود قاطبه مراجع را با چنین لحنی مخاطب قرار داده باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه پانزدهم مهر 1388 و ساعت |

خیزش جوانان و کابوس های مادران

 

مـادر، در کنار پنجره خونه سرد و تاریک

روی صندلی چوبی، زانو بغل، چُمباتمه زده بود

چهره اش کبود، چشمانش گریان

با لبی لرزان، از شیشه تار پنجره

به بیرون خیره شده بود.

 

ناگهان فریاد همسرش که در اطاق "خواب" روی تُشک دراز کشیده بود افکار مشوش او را بر هم زد .

 

زن، بیا به خواب! فکرهای بد نکُن! بابک که دیگه بچه نیست، برای خودش مردی شده، 18 سالش ِ

 

پــدر با قدرت تمام سرش را به مُتکا فشار می داد  و بدنبال کلماتی می گشت که به تواند جو مرگبار سکوت خونه را عوض کُند، از این رو، با لحنی که سعی می کرد حالتی از شوخی به آن به دهد گفت:خودمونیم پسرمون به تو رفته، لجباز، جسور و ...

 

مادر با صدایی لرزان گفت: از همین می ترسم

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت |

روشن است که کمک بين المللي گرفتن کار درستي است. کمک گرفتن به معني نوکري بيگانه نيست. به معني کمک مخفيانه گرفتن نيست. و آنهائي که ملت ما را از کمک هاي بين المللي محروم ميکنند يا نادان هستند و يا که نميدانم که چه بگويم. ما داريم با رژيمي به دندان مسلح مبارزه ميکنيم که بر روي پول نفت نشسته است و همه رسانه هاي جمعي را در کنترل کرفته و سايتهاي علمي و حتي خيريه را مسدود ميکند و يک عده بما ميگويند که فلان کمک بين المللي باعث ميشود رژيم به ما لقب نوکر اجنبي بزند. آقايان اين رژيم هر برچسبي ميخواهد به ما ميزند علت نوکري اجنبي نکردن هم حرف رژيم نيست بلکه اصل درست سياسي است.  ولي کمک درست بين المللي را بايد گرفت و بگذار رژيم هر چه دلش ميخواهد ما را با هر برچسبي ميخواهد مزين کند گوئي تا به حال نکرده است و گوئي درست کاري ما به خاطر حرف هاي رژيم بوده است. در ارتباط با شکل درست دريافت کمک بين المللي پيش تر مفصل نظرم را نوشته ام و اگر کسي هم بخواهد اشتباه بفهمد من کاري نميتوانم بکنم. (3).

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت |

البته لازم به توضيح است كه مهندس موسوي در آخرين بيانيه خود شبكه اجتماعي را شامل حزب، نهادهاي مدني و غيره تعريف كرده است كه اين نگاه با برداشت برخي از فعالان متفاوت است كه ديدگاه شبكه‌هاي افقي غير متمركز و بدون رهبري را طرح مي‌كنند و متأثر از نگاه ميشل بن سايق هستند.

بيانيه اخير مهندس موسوي جاي تأمل، نقد و بررسي و روشن شدن بيشتري دارد كه در آينده به آن خواهيم پرداخت. چون در نهايت تعامل راهبردي، سازمان مناسب و نقش رهبري و حتي رهبري مدني سياسي غير متمركز جايگاه ويژه خود را خواهد يافت كه بايد به لزوم ايجاد آن پرداخت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت |
قصه ی علوم انسانی در کشور ما چنین است.به همین علت است که حکومت وایدئولوگ هایی چون ازغدی گوش خود را بر سخنان "دیگران" بسته اند.اینان نگران از دست دادن اتوریته ی خویش اند،که مبادا بازار اندیشه های به محک ِ خرد نخورده آنان کساد شود.و اصولا نگران شکاکیت محصلین علوم انسانی بودن،تنها نشان از پریشان خاطری ایشان دارد. اینها علومی را طلب می کنند که طالبان اش به قول علامه دهخدا "شک نیاوردگان کرده یقین" باشند.غافل از این که چنان علمی از رحم مادر خردمندی زاده نشده است.
پس از حمله اعراب به ایران،برخی متون تاریخی روایت می کنند که فرماندهان حمله،دستور به سوزاندن کتاب ها با این استدلال دادند که اگر کتابی حرف ارزشمندی دارد که آن سخنان در قرآن موجود است و اگر سخن مفیدی ندارد که نابودی اش به.آیا به باور امثال ازغدی و شرکا باید کتاب ها را پشت مانع مجوزگیری سوزاند و درِ دانشکده های علوم انسانی را تخته کرد و تنها علوم دینی را تحصیل و تدریس نمود تا کار حکومت دینی و معیشت و شریعت مردم بسامان شود؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت |
در ماه های اخير، به دلايلی که خواهم گفت، بيش از همه ی زندگی ام به مفهومی به نام «وطن» فکر کرده ام؛ مفهومی که در همه ی فرهنگ های جهان، چون عشق، «از هر زبان که می شنوی نامکرر است»؛ و امروز می خواهم، در سالگشت تاسيس کميته نجات پاسارگاد، نهادی که در راستای کوشش برای نجات ميراث های فرهنگ ملی و بشری وطنی به نام ايران متولد شد، رشد کرد و اکنون ـ در آستانه ی پنج سالگی اش ـ توانسته ده ها نهاد چون خويش را تکثير کند، از اين وطن و رابطه با آن بگويم؛ رابطه ای که، از ديد من، نه به عنوان يک ايدئولوژی که به مثابه يک عشق، يک عشق عظيم شکوهمند، اثراتی شگرف در شگل گيری فرهنگ ما، به عنوان فرهنگی ايرانی، و در زندگی ما و در بود و نبود ما داشته و دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت |
سبزِ جنبش مسالمت‌آمیز و مدنی ملت ایران نمادی است که نشان‌گر هیچ عقیده‌ی دینی و ایدئولوژیک خاص نیست. و فروکاستن آن به یک باور مذهبی، عقیدتی و یا سیاسی دورکردن جنبش از مسیر اصلی خویش است. این جنبشِ فراگیرِ مسالمت‌آمیز، خواهان آزادی، حقوق بشر و جدایی نهاد دین از دولت است و رنگ سبز آن معنایی فرامذهبی- فراایدئولوژیک دارد. این جنبش، خواهان قانونی عادلانه و منطبق بر منشور جهانی حقوق بشر است. و داعیه‌داران این جنبش، خواه آقایان موسوی، کروبی، خاتمی و هاشمی باشند و یا هر شخص و گروه و دسته‌ای دیگر، لازم است این مهم را دریابند که جنبش کنونی، متعلق به مردم ایران است و مردم ایران فارغ از دین و قومیت و زبان و ایدئولوژی، متولیان اصلی این جنبش هستند. مردمی که از سی سال دخالت بی‌حد و حصر دولت دینی - حتا در خصوصی‌ترین امور زندگی‌شان - ناراضی‌اند و راهی به رهایی می‌جویند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوم شهریور 1388 و ساعت |
26 تیرماه خطبه های نماز جمعه هاشمی رفسنجانی صحبت از دلجویی آسیب دیدگان
تظاهرات پس از انتخابات و آزادی زندانیان سیاسی می کند و تنها راه برون
رفت نظام اسلامی از چالش پیش رو را شنیدن صدای مردم می داند
( شاه در روزهای آخر حکومت پهلوی ، بالاخره صدای مردم را شنید هرچند دیر)!!!

پس از آن بازداشتگاهی مخوف به نام کهریزک بدلیل عدم استاندارد به دستور
رهبری منحل می شود.
( حال آنکه انقلاب برای نداشتن زندانی عقیدتی و سیاسی و مذهبی بوقوع پیوست )


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت |

گروهی از فعالان، که عمدتاً ساکن خارج از کشور هستند، بر عبور سريع از موسوی و انديشه های او تأکيد می کنند تا خود پرچم رهبری مبارزات مردمی برای دموکراسی را به دست بگيرند. جمعی در جنبش زنان در جستجوی صف و هويت مستقل خود درون جنبشی بزرگتر هستند. گروهی همچنان در مرحلهء تجزيه و تحليل شرايط جديد کشور به سر می برند و به جمع بندی مشخصی نرسيده اند.

در اين ميان، ميرحسين موسوی حلقه مشاوران خود را از دست داده و تنها مانده است. گروهی که صريح تر و شجاع تر بودند در بازداشت يا زندگی مخفی به سر می برند و گروهی هم که تنها به طمع قدرت او را همراهی کرده بودند در هنگام هزينه دادن از گرد او پراکنده شدند. اينگونه، موسوی همچنان بر يکسانی هويتی ی همهء نيروهای حاضر در جنبش سبز حول گفتمان صدر انقلاب اسلامی تاکيد می کند.
در اين يادداشت تأملاتی پيرامون برخی از مهم ترين مسايل "جنبش سبز تغيير" ارايه می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 و ساعت |
 اکبر گنجی در مقاله جدید خود و با لحنی آمرانه خطاب به هموطنان خارج از کشور میگوید: "از همین لحظه به طور شفاف و به صراحت تمام اعلام می کنیم: اول- شعار کمپین "جنایت علیه بشریت" به شرح زیر است: جنگ؟ نه. تحریم اقتصادی؟ نه. محاکمه ی سران رژیم به جرم "جنایت علیه بشریت" ؟ آری. دوم- نماد کمپین "جنایت علیه بشریت"، سبز سبز است و ما هیچ پرچمی، جز نماد سبز بالا نخواهیم برد."1

در اینجا چند سوال ساده که به ذهن من و بسیاری دیگر از هموطنان رسیده را فهرست وار بیان میکنم تا درصورتیکه ایشان ضرورتی به پاسخگوئی دید، اقدام فرمایند:


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت |

دکتر اسماعیل نوری‌علا در نوشته‌ای با عنوان «نسبت میانه‌روی با قاطعیت» به نقد دیدگاه‌های من در مقاله‌ای با عنوان «امروز سبز، فردا رنگین‌کمان» پرداخته است.

من در لابلای مقالهء «امروز سبز، فردا رنگین‌کمان»، که در مورد امروز و فردای جنبش اعتراضی مردم ایران بود، به ‌طور ضمنی و به اختصار، انتقاد خود را به یکی از دیدگاه‌‌های افراطی کنونی طرح کرده و نوشته بودم: «امروز، در شرایطی که ضروریات جنبش اعتراضی مدنی، که در ذات خود حق‌مدار و آزادی ‌خواهانه است، همراهی و هماهنگی جامعه سیاسی برون‌مرزی را طلب می‌کند، برخی از روزنامه‌ نگاران و روشنفکران سیاسی با برجسته کردن دعوای حیدری ـ نعمتی "ما درست می‌گفتیم و دیگران غلط!" با الفاظی تند، به خودنمایی پرداخته‌اند.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیستم مرداد 1388 و ساعت |

باری ، کار تا آنجا ذلیل شده که جناب طبرزدی ، دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران نیز گویا به تضرع از سران اصلاحات خواهش کرده ( !! ) که اجازه فرمایند سایر گروههای سیاسی نیز در کنارشان حاضر شده ، عکس یادگاری بگیرند برای روز مبادا . و حتی در مصاحبه با (tishk ( به چنان والزاریاتی گرفتار آمده که فرموده :( چه اشکالی دارد با اصلاح طلبان جمع شویم و ضمن دعوت از سران رژیم ، از آنها بخواهیم یکدلی و یک زبانی کنند تا پروسه تغییرات در درون رژیم سهل تر گردد ) !!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت |
کلام خود را با سخنی از امیر المؤمنین (ع) خطاب به مالک اشتر پایان می دهم:

«از خونريزى بپرهيز، و از خون ناحق پروا كن، كه هيچ چيز همانند خون ناحق عذاب الهى را نزديك و مجازات را بزرگ نمىكند، و نابودى نعمتها را سرعت نمىبخشد و زوال حكومت را نزديك نمىگرداند، و روز قيامت خداى سبحان قبل از رسيدگى اعمال بندگان، نسبت به خونهاى ناحق ريخته شده داورى خواهد كرد، پس با ريختن خونى حرام، حكومت خود را تقويت مكن. زيرا خون ناحق، پايههاى حكومت را سست مىكند و بنياد آن را بركنده به ديگرى منتقل سازد»
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت |
امروز ۵ شنبه ۱۵ امرداد ماه است.روز گذشته اقای احمدی نژاد به عنوان رییس جمهوری اسلامی ایران در مجلس اسلامی به قران کتاب اسمانی ملیارد ها مسلمان سوگند یاد کرد که پاسدار قانون اساسی باشد. از شانس بد اقای احمدی نژاد،قانون اساسی صرفا به اصل ولایت مطلقه یا اصولی که متضمن حقوق حاکمین است محدود نمی شود. در این قانون فصلی وجود دارد، تحت عنوان حقوق اساسی ملت. در این فصل،اصول گوناگونی وجود دارد که ازادی بیان،قلم،احزاب و اجتماعات را تضمین کرده و برای حقوق فردی و اجتماعی شهروندان ارزش زیادی قایل شده است. شاید احمدی این فصل را نخوانده ،در غیر این صورت شاید سوگند نمی خورد. شاید هم می خورد!مگر در ۳۰ سال گذشته نخوردند. ایا کسی یقه ی ان ها راگرفت که چرا سوگند دروغ خوردند؟ چرا به سوگند خود عمل نکرده یا بر خلاف ان عمل کردند؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 و ساعت |
تا جايي که من شنيده و خوانده ام، و لااقل در جهان معاصر، حاکمين هيچ کشوری بيش از حاکمين کنونی ايران مدعی عدالت و انصاف و دادگری نبوده اند؛ در حالی که مردمان سرزمين ما بيشتر از بسياری از مردمان جهان از بی عدالتی و بيداد حاکمين خود رنج برده و می برند. اين بيداد و بی عدالتی، که شدت آن در اين يک ماهه ی اخير به اوج خود رسيده و، در واقع، خود را  به صورتی عريان در ديدرس همگان قرار داده، تا آنجا پيش رفته که حتی بسياری از  وابستگان و معتقدان حکومت را هم به صفوف اپوزيسيون کشانده است. در جهان ما البته که هنوز مردمان بسياری از کشورهای جهان، و به خصوص جهان سوم، گرفتار ديکتاتوری و بيداد سياسی و اقتصادی هستند اما تفاوت عمده ای که ديکتاتوری موجود در سرزمين ما با آن کشورها دارد اين است که اين بيداد و بی عدالتی، علاوه بر مسايل سياسی و اقتصادی، در تمامی روابط و مناسبات اجتماعی، فرهنگی و حتی روابط کاملاً خصوصی مرذم ريشه دوانده است. در حالی که مردم ما، به دليل بهره داشتن از ثروت های طبيعی، از بيشتر کشورهای جهان سوم امکان گسترده تری برای با سواد و فرهنگ شدن داشته اند و، در عين حال، به دليل رنگارنگی شگفتی آفرينشان از لحاظ نژاد و مذهب و زبان، و به طور کلی فرهنگ، توانسته اند مجهز به جهان بينی وسيعی شوند که سراپا تحمل و سهل گيری و دوری از تعصب است و بيدادگری و بی عدالتی های ناشی از يکه خواهی های عقيدتی را برنمی تابند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 و ساعت |
پیام دانشجو:اقای حجت الاسلام مطهری فرزند ایه اله مطهری نیز به جمع منتقدین وضع موجود و معترضین علیه شکنجه و ظلم مسئولین پیوست. اگر چه دیر بود ولی میمون و ستودنی است. محمد را از نزدیک می شناسیم. او ادم ریز بین اما پرتلاشی است که سال ها پیش به حوزه ی علمیه رفت تا راه پدر را ادامه دهد.سال هایی که برای تجلیل نام و یاد و اندیشه ی پدرش جلساتی در دانشگاه برگزار می شد،محمد و علی را نیز در ستاد بزرگداشت با خود داشتیم. تا این که ما با مشاهده ی مظالم اشکار به مرورو به ویژه از سال ۱۳۷۳ با انتشار هفته نامه ی پیام دانشجو، علیه وضع موجود قیام کردیم و فاصله ی ما با امثال محمد ها انقدر زیاد شد که حتا گمان نمی بردیم بار دیگر یک مسئله ی مشترک بیابیم. اما امروز مبارزه با ظلم مسئله ی مشترک ما شده است. ولی باید به محمد یاد اوری کنیم که فرق ما با او این است که ۱۵ سال است که توسط نظام اسلامی هرنوع ظلمی را عملا تجربه کرده ایم. محمد این نکته را به خوبی دریافته است که امنیتی کردن هر مسئله ای موجب شده است که نتوان در باره ی ان قانون را رعایت کرد. یا به بیان روشن تر،برای این که قانون را زیر پا بگذارند،ابتدا مسئله را امنیتی می کنند. ولی این را نمی داند که این کار فقط برای حفظ قدرت بوده و بس.محمد مطهری باید بداند که راس همه ی این امور شخص اقای خامنه ای است و نباید ادرس اشتباهی بدهد.اگر می خواهد راه پدرش را طی کند باید به ریشه ی علل توجه کند و نه این که به معلول بپردازد. محمد از رابطه ی ما با اقای خامنه ای به خوبی اگاه  بوده است و می داند که به هیچ وجه مسئله ی شخصی با او نداشته ایم. ما فقط واقعیت را می گوییم. در این ۱۵ سال اخیر با همه ی وجود لمس کرده ایم که هرکس می خواهد قانون را زیر پا بگذارد فورا خودش را به رهبر می چسباند و ادعای پیروی از رهبر را دارد و اتفاقا رهبر نیز در این باره یا سکوت کرده یا تایید کرده و در مورد اخیر نیز خودش دستور داده است.

بنا براین، محمد نباید در مقابل رهبر دچار لکنت زبان شود. او که سرش در درس و بحث است. به خوبی می داند که در کجا و در محضر چه قدرتی نباید دچار لکنت زبان بشود. او که می داند برداشت از قدرت مطلق و فراقانون و مقدس کردن قدرت است که چنین بلایی بر سر همه ی ما اورده است. ما با برداشت درست از نظرات اقای مطهری در مورد مفهوم جمهوری اسلامی و اهمیت ازادی و عدالت از دیدگاه اسلام، به مقابله با ظلم حاکم پرداختیم. در سلول های انفرادی و شکنجه گاه های سپاه و اطلاعات به استناد به دیدگاه های ایشان به مجادله با بازجو ها پرداختیم. اما کو گوش شنوا؟انگار حفظ قدرت به هر وسیله ،چشم و گوش ان ها را پر کرده بود  و امکان فهم سخنان ما را نداشتند.

خوشحالیم که مشاهده می کنیم همه ی ادم های با وجدان و اگاه به مخالفت با ظلم حاکم برخاسته اند. اما از ان ها می خواهیم ادرس اشتباهی ندهند. مسئول همه ی وقایع چه خوب و چه بد ولی فقیه با اراده ی فرا قانون است.و از ان ها استدعا داریم که از همگان بخواهند،دین از حکومت جدا شود تا به نام دین مردم، ظلم و فساد خود را توجیه نکنند. تا زمانی که کسانی بخواهند به نام دین و خدا و پیامبر و امام معصوم، حکومت نمایند و به اقدامات بشری خود وجهه ی الهی و فوق بشری بدهند،وضع بهتر نخواهد شد. ببینید حاصل حکومت دینی پس از ۳۰ سال چه بوده است؟ به گفته ی خودتان صدای همه ی مراجع در امده است. پس تلاش نکنید این مظالم و انحرافات را بر گردن چند بازجو یا مسئول انداخته و صورت مسئله را پاک کنید.مسائل را همان گونه که هست و با ارجاع به ریشه های ان در یابید.

متن زیر مقاله ی محمد مطهری است که می خوانید:

سحام نیوز:حجت الاسلام و المسلمين محمد مطهري، فرزند شهيد مرتضي مطهري، طي يادداشتي که در سايت تابناک منتشر شده انتقاداتي بيسابقه نسبت به شرايط کنوني مطرح کرده است . متن يادداشت به شرح زير است :

دفاع از نظام اسلامي به هر وسيله؟!!

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه دهم مرداد 1388 و ساعت |

خشونت و ترور بیست سال پس از قاسملو

1-وین همچنان حادثه تلخ ترور قاسملو را در خاطر خود دارد و دانشگاه وین در ژوئیه امسال مراسمی را به همین مناسبت برگزار نموده است.و کردستان ایران نیز در این روزها و در اعتراض به ترور رهبر مردمی خود در تلاطم به سر می برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت |
دماوند، با قامتی سرکشيده در ميانه ی مجموعه ای از کوه های کوتاه و بلندی که رشته ی البرز نام دارند، با سری از آتش و گلوگاهی سفيد و دامن سبز گسترده ای که گل های شقايق و لاله رنگ آميزی اش کرده اند، در مسيری هزاران ساله با مردم ايران بوده است. هياهوی مبهم ناشی از آتشفشان آرامی که بر تارک اين کوه نشسته با خود قصه های زيادی بوجود آورده است؛ قصه هايی که حتی در استوره های ايرانی ما ثبت شده و جالب است که بدانيم همه ی آن ها نشانه هايی از عشق به آزادی، انساندوستی، و رويارويی با ديکتاتوری و بيداد را با خود دارند. هنوز، حتی در زمانه ی ما، در اوايل قرن بيست و يکم، مردمان ساده ی ساکن اطراف دماوند معتقدند که صدای ناله های «ضحاک ماردوش» را از درون اين کوه می شنوند...
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 و ساعت |

ای کاش رهبر ما درست یک روز پس از اخذ رأی که هنوز شمارش آرا به پایان نرسیده، پیام نمی داد و  از نتیجهء حاصله ابراز شادمانی نمی کرد. ای کاش به شکوه میلیونی شرکت کنندگان بسنده می فرمود.

 - ایکاش رهبر ما با اولین جرقه های اعتراض، مثل یک بزرگ بسیار بزرگ، جانب انصاف و عدل را می گرفت و به معترضین می فرمود : «مگر خامنه ای مرده است که شما احساس دلتنگی می کنید؟ خامنه ای هست برای این که هر معترضی احساس تنهایی نکند. خامنه ای هست تا کسی احساس نکند در این نظام فریاد رسی نیست». و می فرمود: «من تا مادامی که رأی دهندگان  به اقناع کامل نرسند و نسبت به سلامت و صحت و نتیجهء آرا خود  احساس آرامش نکنند، به جانبداری از رأی دهندگان خواهم پرداخت و از حقوق آنان دفاع خواهم کرد.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و ششم تیر 1388 و ساعت |
«نه شرقی نه غربی، جمهوری اسلامی»، این یکی از محوری ترین شعارهای انقلابی ست که سه دهه پیش به رهبری آیت الله خمینی ایران و مآلاً جهان را برای مدت های مدید، از پیامدهای منفی خود متأثر کرد؛ شعاری که نوید ظهور و تولد سیستمی را در ایران می داد که، اقلاً، رویکردی مبتنی بر استقلال کامل سیاسی از اتوریته هژمونیک شوروی سوسیالیستی و لیبرال دموکراسی ایالات متحده داشته باشد؛ يعنی حاکمیت یک نظم سیاسی ایدئولوژیک استوار بر نوع تازه ای از «جهان بینی مذهبی»؛ حکومتی که، بر مبنای ایدوئولوژی مذکور، خود را مستقل و حتی متخاصم با دو نظم سیاسی عمدهء بلوک شرق به صدارت اتحاد جماهیر شوروی و اقتصاد سرمایه داری به زعامت ایالات متحده معرفی می نمود. اما اکنون پس از گذشت سه دهه از حیات جمهوری اسلامی، ظاهراَ پیش بینی ها، نه فقط در مورد کارآمدی آن، بل در خصوص ماهیت سیاسی مستقل یا غیر مستقلش غلط از آب در آمده است
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هفدهم تیر 1388 و ساعت |
 اين روزها صدای ترقه های شاد کودکان آمريکايي، که از هم اکنون به پيشواز جشن استقلال اين سرزمين می روند، به جای آن که مرا مثل سال های قبل غرق شعف کند، غمگين کرده است. به گرسنه ای می مانم که از پنجره به شادخواری های مردمانی خوشبخت و سير نگاه می کند، و بی آن که از سيری و خوشبختی آن ها رنج ببرد، به اين می انديشد که: «چرا ما نه؟» چرا ما بايد سهم مان از آزادی اين همه کم باشد؟ چرا ما ـ که روزگاری از پيشروان حقوق بشر بوديم (حداقل با توجه به آن چه در جهان های آن روزگار می گذشت) ـ بايد به روزی بيافتيم که انواع تبعيض های ضد بشری گرفتارمان کرده باشد؟

به راستی، چرا و چگونه ما را در صف های جداگانه ای از  مرد بودن و زن بودن، فارس بودن و ترک بودن، مومن بودن و کافر بودن، بهشتی بودن و دوزخی بودن، و دهها صف شبيه به اين ها جا داده و از ما خطی ساخته اند که فضاهای دو سوی آن، همچون ديوارهایی از فشار و اهانت و رنج و خفقان، جان ما را به حسرتی دايمی و در فراق پديده هایی انسانی همچون آزادی، دموکراسی، و حقوق بشر، گرفتار کرده اند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه چهاردهم تیر 1388 و ساعت |

به گفته مولانا "فرعون از بس مدح ها فرعون شد". فریاد "انا ربکم الاعلی"فرعون محصول تمجیدها وتصدیق های کسانی بود که اراده ی خود را در پای ارابه ی قدرت به هیچ نگرفتند تا انجا که


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت |
یعقوب لیث صفاری
سه شنبه 2 تیر1388 ساعت: 11:47
صدا و سیما سانسور. ودروغ . روزنامه ها سانسور ودروغ . نیروی انتظامی سانسور ودروغ . صدای ملت کجا بلند شود . این صدای ملت بود . این صدای خشم ملت از سرکوب بود .صدای 30سال خفقان . از خون جوانان وطن لاله دمیده . از خون جوانان وطن لاله دمیده . تاریخ 30.3.88 شنبه در ساعت 4 بعد از ظهر راهپیمائی شروع شد . مسیر حرکت میدان انقلاب به آزادی بود . تمام خیابانهای تهران از هفت تیر تا آزادی نیروهای مختلف نظامی بودند . شنیدم از اطراف نیروی نظامی وارد کرده بودند. واحدموتورسیکلت . واحد خودروئی . واحد چماقدار . واحد ضد شورش . واحد لباس شخصی ها باتجهیزات و بدون تجهیزات . بسیج و سپاه . به فاصله یک متر به یک متر . ما مردم حرکت را از میدان انقلاب شروع کردیم و مرتب به سمت جلو می رفتیم . چندین بار با بر خورد های تند می خواستند مردم را تحریک کنند . گفتم اگر قصد زدن دارید . سینه را سپر کردم گفتم با باتون که هیچ با اسلحه بفرما بکش . خلاصه مردم جلویم راگرفتند . و دوباره شروع به راهپیمائی کردیم . از اداره کار . و تامین اجتماعی رد شده بودیم که شروع به سرکوب نمودند . ومردم را به داخل خیابان های اطراف بردند کسی راضی به درگیری نبود . مردم را شروع به زدن کردند و گاز اشک آور زدند . و مردم برای خنثی کردن گازاشک آور مجبور به روشن کردن آتش کردند . نیروهای نظامی شیشه هارا می شکستند و مردم مخصوصا خانم هارا می زدند . خیلی ها زخمی شدند . و جوانان دیگر تحمل نیاوردند و برای دفاع از خود از سنگ استفاده کردند . حتی نیروی نظامی از پرتاب سنگ خودداری نکردند . نیروهائی که آورده بودند از هیچ گونه وحشی گری خود داری نکردند . ما پیروزیم V ما پیروزشدیم . ما شاخ غول را شکستیم . من درسال 57 انقلاب کردم از قول موسوی این مردم بودند شمارا از دخمه ها خارج کردند . آيا مردمي انقلابي كه با مشابه همين اجتماعات ما و شما را از فراموشخانه هاي تاريخ ستم شاهي بيرون آوردند مورد ضرب وجرح قرار گيرند و تهديد به زورآزمايي شوند؟. زند باد این جوانان . سنگ تمام گذاشتند . آفرین
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوم تیر 1388 و ساعت |