تبليغاتX
پیام دانشجو
جنبش اعتراضی بی نظيری در ايران بعد از انتخابات 22 خرداد امسال آغاز شد. ميدانيم جمهوری اسلامی طی 30 سال گذشته برای کشاندن مردم به خيابانها جهت نشان دادن مشروعيت خود و القای حمايت مردمی، روزهای معينی را انتخاب کرده بود. اما جنبش اعتراضی بعد از 22 خرداد نيز جهت مقابله با رژيم و نشان دادن عدم مشروعيت آن، روزهای خود رژيم را انتخاب کرده است، و روز 16 آذر که دو هفته ديگر است، يکي از اين روزها است. در نتيجه سؤالی که هست موضوع اين روز در سلسله روزهايی است که در پنج ماه گذشته صحنه جنبش اعتراضی ايران بوده اند و مهمتر آنکه چشم انداز آينده چيست؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه دوم آذر 1388 و ساعت |

جمهوری اسلامی ايران پس از تظاهرات مسالمت آميز در اعتراض به تقلب در انتخابات 22 خرداد ماه رياست جمهوری عده زيادی را به اتهامات گوناگون بازداشت کرده است و شماري از بازداشت شدگان را نيز به دادگاه کشانده است. محمد علی زمانی، آرش رحمانی پور، ناصر عبدالحسيني، حامد روحی نژاد و رضا خادمی را به خاطر شرکت در تظاهرات بعد از انتخابات در دادگاه حاضر کرد اما با اتهاماتی واهی به اعدام محکوم نمود در صورتيکه شواهد متعددی در دست است که بسياری از متهمان حاضر در دادگاه حتي پيش از 22 خرداد در زندان بوده اند و در نتيجه نميتوانسته اند حتی در تظاهرات بعد از 22 خرداد شرکت کرده باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت |
پاییز خونریز سال 77 خورشیدی، حدودا یک سال پس از پیروزی جنبش دوم خرداد، نخستین فرمان آتش از سوی تئورى پردازان مدیریت فقهی و بعضا نئو نظریه سازان دکترین مهدویت و قائلين به آموزه کشف ولی‌ فقیه از سوی خبرگان و نصب از سوی امام زمان و لاضرور بودن مشروعیت حضرت ایشان، عمدتاً بر آمده از مدرسه نئو طالبانی مریدان مکتب حقانی، با سلاخی داریوش و پروانه فروهر، صادر شد و با کشتن دو نویسنده، پوینده و مختاری، خزانی خفقانی تمام ایران را فرا گرفت.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت |
تا زمانی که الزامی  نباشد دست به قلم نمی برم. اما اگر  این الزام وجود  داشته باشد  از ان پرهیز نخواهم کرد.من در این نوشتن ها،همواره به عنوان یک نویسنده ی مبارز و متعهد می نویسم. نوشتن را برای نوشتن نمی خواهم،بلکه برای راهیابی به شرایط بهتر در مسیر مبارزه می خواهم.به بیان دیگر من یک نویسنده ی عامل هستم.بین اندیشه و عمل از راه نوشتن پیوند می زنم. از راه نوشتن نظریه پردازی می کنم و از راه عمل،نظریه ام را محک می زنم. گمانم بر این است که نظر ورزی و عمل گرایی دو حالت از یک فرایند هستند. این دو در یک زمینه ی مشترک قرار دارند. نوشتن ،فعل ذهن کمال یافته است که این ذهنیت از عمل ورزی که تحقق عینی ان است بیرون می رود اما به وجه اگاهانه به ان بر می گردد.از ذهنیت محض به سمت واقع بینی رو می اورد و دادو ستدی منطقی در یک فرایند اما بین چند حالت متفاوت به وجود می اورد.

تظاهرات 13 آبان با دو شاخصه ی اصلی را پشت سر گذاشتیم.شاخصه ی اول رو اوری مجدد حکومت گران به خشونت بود.چند روز پیش از 13 آبان خامنه ای زمینه ی خشونت را معین کرده بود. از یک سو مخالفت با انتخابات را جرم بزرگ نامیده بود و از دیگر سو با صراحت نارضایتی خود از خط خوردن شعار مرگ بر امریکا و مرگ بر اسرائیل در تظاهرات سبز ها رابیان نمود. البته این در شرایطی بود که حکومت گران در حال مذاکره با دولت امریکا برای رسیدن به یک توافق هسته ای و همه جانبه بودند و این هم  طنز تلخ روز گار ما است!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت |

آقای کديور هم بهتر است در حد گليم خود بماند

1

اجازه دهيد پيش از ورود به بحث اين هفته به چند نکتهء مقدماتی اشاره کنم:

1. می دانيم که اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوری در ايران، و پذيرفته نشدن آن نتايج از جانب کانديداهای شکست خورده و طرفدارانشان، منجر به جان گرفتن حرکتی، با شرکت بسياری از رأی داده گان و نداده گان شد، که اکنون رسماً «جنبش سبز» خوانده می شود.

2. نيز شاهد آن بوده ايم که جنبش سبز موجب فعال شدن چهره های مختلفی در صحنهء سياسی داخل و خارج کشور شده که از جملهء آنها می توان از حجة الاسلام ـ و يا، شايد بايد گفت، حضرت آيت الله ـ آقای دکتر محسن کديور نام برد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت |
جنبش سبز به سرعت رادیکالیزه می‌شود. در فاصله چند ماهی که از آغاز این جنبش می‌گذرد، شعارها تندتر و تندتر شده است. این مسئله به نگرانی‌هایی در درون جنبش دامن زده و رهبری اصلاح‌طلب جنبش را تحت فشار قرار داده است. این رهبری بر فعالیت در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی تأکید می‌ورزد و نمی‌تواند شعارهای ساختار شکن را بپذیرد. حاکمیت نیز آنان را زیر فشار قرار داده است که تکلیف خود را با ««ساختار شکنان» روشن کنند. رهبران اصلاح‌طلب جنبش با معضل بزرگی روبرو هستند. اگر به فشار حاکمیت تن دهند عملا تسلیم حاکمیت شده‌اند و اعتبار و موقعیت خود در جنبش سبز را از دست می‌دهند. و اگر در برابر این فشار مقاومت کنند حاکمیت سعی خواهد کرد هواداران اصیل آنان را از دورشان بپراکند. در هر دو صورت، رادیکالیزه شدن جنبش سبز اصلاح‌طلبان و رهبری آنان را با یک چالش سرنوشت‌ساز روبرو کرده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 و ساعت |
ابتدا سعی خواهم کرد بخشی از مشاهدات خود از تظاهرات روز 13 آبان را بیان کنم و در ادامه،تلاش نمایم به دور از فضای احساسی یا  جانبدارانه،به تحلیل این مطلب  بپردازم.برای این که من بهترین یا راهگشا ترین نظرات را نظرات معطوف به واقعیت و پرهیز از خیال پردازی های ارمان گرایانه می دانم.البته  ادعا نمی کنم در این نظرورزی کاملا بی طرفانه عمل کنم.

ان روز صبح مثل صدها هزار(البته  خانم ستاره درخشش در اولین برنامه ی خبری صدای امریکا این رقم را صد ها تن نامید و رقم مربوط به تجمع حکومتی را هزاران.شاید یک اشتباه بود! اما اشتباه شگفت انگیزی به حساب امد.) تهرانی از خانه به قصد تظاهرات و از مسیر شهرک غرب به سمت میدان 7 تیر حرکت کردم.وقتی به میدان صنعت شهرک غرب رسیدیم،با وجو د این که هنوز ساعت 9.30 صبح بود چیز عجیبی دیدیم. از همان جا زنان و مردان و دختران و پسران جوان که بیشتر دانشجو و دانش اموز بودند با نشانه های سبز در صف های طویل برای رفتن به میدان 7 تیر در انتظار بودند و به صورت نیمه رسمی تظاهرات از همان جا شروع شده بود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم آبان 1388 و ساعت |
از وقتي كه مردم به صورت خودجوش شعار جمهوري ايراني را سردادند. جناح حاكم و آناني كه هنوز ناكارآمدي هاي موجود را نه ساختاري بلكه شخصي يا گروهي مي پندارند. براين فصل مشترك اصرار ورزيدند كه اين شعار انحراف ازمسيرملت است. پرواضح است بحث وگفتگو با كساني كه چشمان خود را بطورعمد برواقعيت خواست مردم بسته اند فايده اي مترتب نيست. اما كساني كه دل درگرو جنبش مردم دارند شايسته است ديد جامع تري نسبت به سمت وسوي حركت هاي مردمي داشته باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دوازدهم آبان 1388 و ساعت |
چهار سال پيش در مقاله اسلام و گلوباليسم نوشته بودم "طبق ارزيابي آينده نگر معروف ري کورزويل در کتاب يکتائي انفصالي تحول بشريت در قرن بيست و يکم  معادل 20000 سال خواهد بود.  يعني در عرض 100 سال در قرن کنوني که ما زندگی میکنيم، معادل 10 برابر همه تحول دوهزار سال تاريخ مذاهب اصلي گذشته، دنيا بجلو خواهد رفت.  اين موضوع درباره همه عقايد و افکار مطرح است، چه معنوي و چه عرصه هاي ديگر زندگي بشر. مثلاً در عرصه سياست، فاصله ما از زمان مصدق بسيار بيشتر از فاصله مصدق از زمان کورش است.  اين معناي حرکت با شتاب تصاعد هندسي در جامعه بشريت است، و تحول جاري به اينگونه بايستي در دنياي گلوبال امروز درک شود، که معناي *گذشته* اساساً عوض شده است.  اگر دوران درشکه و ايحاد راه هاي مال رو چندين قرن طول کشيد تا در اقصي نقاط دنيا گسترش يابند،  براي توسعه اتومبيل و ايجاد جاده ها در دنيا صد سال هم زياد بود، و براي کامپيوتر و همه جاگير شدن اينترنت يک دهه کافي بوده است.  اين موضوعي است که رهبران مذهبي و سياسي امروز بايستي درک کنند، وگرنه با سطح درک خود در حد عصر کشاورزي و عصر صنعتي، يا جهان گلوبال عصر فراصنعتي را به خاک و خون خواهند کشيد و يا آنکه خود را نابود ميکنند، که هردو حالت ميتواند فاجعه اي مصيبت بار براي بشريت باشد." (1
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت |
مجید محمدی (جامعه‌شناس)
سخنان صريح [آیت‌الله] خامنه‌ای در مورد نحوه‌ مواجهه‌ نامزدهای مخالف با پيغام‌های وی در روزهای پس از انتخابات و در واقع ناديده گرفتن نصايح وی (کيهان، ۶ آبان ۱۳۸۸)، و نيز اعلام وصول شکايت نمايندگان مجلس از موسوی توسط دادستان کل کشور (فارس، ۶ آبان ۱۳۸۸) پروژه‌ دستگيری موسوی و کروبی را يک گام به جلو راند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دهم آبان 1388 و ساعت |
 روز گذشته علی خامنه ای رهبر حکومت اسلامی  ،همچون گذشته سخنان یک جانبه ای ایراد کرد.او در سخنان اخیر خود ضمن تکرار مباحث ملال اوری همچون تعریف و تمجید از حکومت تحت امر و دستگاه های حکومتی، و اظهار این نکته ی شگفت انگیز که اگر صدا و سیما بتواند خدمات واقعی حکومت را بیان کند دربین مردم شادی و شعف بیشتری ایجاد خواهد کرد(!؟)دو نکته ی جدید را نیز در سخنان خود گنجاند که مورد توجه ی رسانه ها قرار گرفت.

نکته ی اول مربوط به نقد و تعریض و تحلیل رفتار مخالفین تقلب و کودتای انتخاباتی در ۴ ماه گذشته بود.مضمون گفتار خامنه ای چنین بود که اگر چه اتفاقات زیادی در امر انتخابات و مسائل پس از ان قابل بررسی است اما باید این امور را اصلی و فرعی کرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه هفتم آبان 1388 و ساعت |
شاید رژیم بخواهد از طریق بگیر و ببند و صدور احکام سنگین برای زندانیان سیاسی و یا اجرای حکم اعدام مجرمان اجتماعی،چنین وانمود کند که مقتدر است. اما به خوبی می دانیم که این اقدامات نسنجیده و انتحاری،نشانه ی اقتدار نیست.برای این که عبد المالک ریگی نیز با یک عملیات انتحاری چند فرمانده ی ارشد رژیم را از بین برد. ایا این مسئله نشانگر اقتدار گروه جند اله است؟در عصر مدرن مفهوم اقتدار تفاوت کرده است. رژیمی مقتدر است که از پایگاه مردمی قوی برخوردار باشد و بتواند تصمیمات خردمندانه ای اتخاذ کند. شاخص های اجتماعی،فرهنگی،سیاسی،اقتصا

دی و حقوقی قابل قبولی داشته باشد.
عقلانیت به عنوان امری نهادینه شده در ساختار ان وجود داشته باشد و این عقلانیت امری درون زا باشد. از امریت فردی و گروهی خارج شده باشد و روح حاکم بر ان،از مشارکت فردی و جمعی نشات گرفته باشد.تصمیمات ان انی نباشد و در همه ی حوزه ها به منافع ملی درازمدت بیندیشد و این اندیشیدن نیز ساختاری و بنیادین باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه سی ام مهر 1388 و ساعت |
اگربازار، نظاميان و روحانيان را اجزاي هيات حاكمه كنوني بدانيم.گردش قدرت درعناصرحكومتي طي سه دهه اخيررا مي توان با درنظر گرفتن تناسب نفوذ اين اجزا درحاكميت تبيين نمود.دهه نخست درتب وتاب ناشي ازكاريزماي رهبري انقلاب نقش روحانيان درساختار قدرت غالب بود. اما با فروكش كردن آتش جنگ، درگذشت خميني واجراي سياست هاي اقتصادي رفسنجاني اين بازار بود كه جايگاه فرادستي رادرهرم قدرت اشغال كرد.اين دوره نيز البته چندان نپاييد. بن بست حكومت درعرصه اجتماعي، فرهنگي، سياسي كه برآمده از شرايط نوين اقتصادي بود راه را برظهورنظاميان همواركرد.اما درست درشرايطي كه مي رفت نظاميان حكومت را يكسره قبضه كنند. انتخابات 22خرداد معادلات را درهم ريخت. جدال قدرت درون حاكميت ازپيش ازانتخابات آشكاربود.آنجا كه تشكل هاي عمده روحانيان درحمايت ازكانديداي نظاميان به سياست واحدي دست نيافتند و بازارضمن اطلاع ازنظر رهبرحمايت كم سو ومشروط ازاحمدي نژاد را به منظورعدم حذف كامل خود برگزيد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 و ساعت |
به مرور براشفتگی رژیم اسلامی از شعار راهبردی،استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی اشکار می شود. سخنان دو روز گذشته ی علی لاریجانی رییس مجلس رژیم اسلامی و سخنان روز گذشته ی احمد خاتمی در نماز جمعه مشخص کرد که ستاد فرماندهی کودتا،پس از حدود 3 ماه سکوت به این نتیجه رسیده است که باید علیه این شعار محوری موضع بگیرند.

به گونه ای  که لاریجانی ضمن تقبیح این شعار تاکید کرد که ولایت فقیه با دیکتاتوری مخالف است و این شعار با عزت ایرانی ناسازگار می باشد. همچنین احمد خاتمی تاکید کرد که هرکس این شعار را سر بدهد دشمن ما است. برای این که دشمن اسلام است و دشمن اسلام دشمن ما نیز هست. اگر چه لاریجانی تلاش کرد با ادبیات زیرکانه تری به مخالفت با این شعار بپردازد اما خاتمی بسیار جاهلانه حرف زد. برای این که ملیون ها ایرانی که  در  راهپیمایی روز قدس این شعار را سر داده بودند را ضد اسلام خطاب کرد و این یک حماقت اشکار است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هجدهم مهر 1388 و ساعت |
علیرغم آغاز مذاکرات هسته ای، احتمالاً ایران در سال آینده تحت "تحریمات فلج کننده" قرار خواهد گرفت،  و ممکن است بعد از خروج سربازان آمریکایی از خاک عراق تاسیسات هسته ای، نظامی و بعضاً اقتصادی کشور مورد حمله هوایی آمریکا و متحدانش قراربگیرند؛ مرحله ای که تا رسیدن به آن  اجـبـاراًًً دو مرحله دیگر یعنی مذاکرات (دیپلماسی) و فشار (تحریمات) باید طی شوند. در حال حاضر ترکیبی نامتجانس از مرحله اول و دوم در جریان است. هردو طرف باید به مردم خود و جهانیان نشان دهند که برای اجتناب از تشدید مرحله دوم (تحریمات شدید) و پرهیز از رسیدن به مرحله سوم (جنگ) حداکثر تلاش خود را می کنند تا در آینده مورد شماتت خودی و غیر خودی قرار نگیرند. در اين مقاله تحقيقي، بر اساس شواهد مكتوب، علمی و مستند تلاش نموده ام تا علاوه بر تاویلی بر روش معمولی غرب و یا به اصطلاح "جامعه بین المللی" در استفاده از "تحریم" بعنوان یک اهرم فشار مرحله ای در روابط بین المللی؛  به ســه سوال مهم و ضروری بپردازم. اول اينكه آيا تحريم بعنوان يك ابزار فشار سياسي در روابط بين المللي موثر است يا نه؟ ثانياء آيا اعمال و تشديد تحريم هاي گسترده تر بر عليه ايران منجر به تغيير رفتار و يا تسليم رژيم در مقابل خواسته هاي شوراي امنيت سازمان ملل و "غرب" خواهد شد؟ ثالثاء مردم آزادیخواه ایران باید چه موضع و یا عکس العملی در قبال تشدید تحریم ها و یا خطرحمله نظامی محتمل به ایران اتخاذ کنند؟  استقبال و جانبداری بخشی از مخالفان حکومت از قداماتي نظير تحريم، تکفیر، تهديد و تنبييه قابل درك است. اما بايد پرسيد كه اين موضعگيري تا چه حد ريشه در احساسات دارد و يا تا چه حدي عقلاني، علمي و با استناد به تجربيات و شواهد تاريخي ـ سياسي مي باشد.  تحريم تاريخچه اي به قدمت تاریخ دارد. رژيم جمهوري اسلامي نيز تاريخچه سي ساله دارد. با بررسي و كالبد شكافي تحريم هاي اعمال شده در سطح بين المللي در طي صد سال اخير از يك طرف، و از طرف ديگر با تجزيه و تحليل ماهـيّت و عملكرد سياسي و بخصوص عكس العمل رژيم جمهوري اسلامي در مقابل تحريم ها و "بايكوت" هاي اعمال شده در طي سي سال اخير، مي توان به دور از احساسات و شور سياسي و يا موضع گيري "اپوزيسيوني" به پاسخ هاي مربوطه و يا جمعبندي عقلاني و مستدل دست يافت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 و ساعت |

نكتهٌ اصلی در این است كه مدعیان اصلاح طلب رهبری اعتراضات اخیر غیر از همین حرف هایی كه خلاصه شد چیزی (چه نظری و چه عملی) در چنته ندارند تا بتوانند به راه جدیدی بروند. برای همین هم هست كه هر جا موفق به سازماندهی و عرضهٌ شعار شدند از انقلاب اسلامی گرته برداشتند و این را هم به سرعت روشن كردند كه اصلاً قرار نیست از چارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی جلوتر بروند. در حالت فعلی روش و افكار آنها فقط در جهت محدود كردن جنبش و توقف آن سیر می­كند و هیچگاه هم نخواهد توانست از این حد فراتر برود. برای آنها ختم تاریخ همین پروژهٌ حكومت اسلامی است، بعد از این قرار نیست اصلاً اتفاق عمده ای بیافتد تا طرحش را بریزند یا به طرفش بروند. فكر و عمل آنها به آخر خط رسیده است و هر طرحی هم كه بیاندازند نقش و نگاری است بر در و دیوار این بن بست. اگر دائم هشدار میدهند كه نباید از زیر عبای اسلام بیرون رفت برای این است كه می­خواهند اختیار كار در دست خودشان بماند.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه دهم مهر 1388 و ساعت |
یکی از اقدامات ضد حقوق بشری و رسوای رژیم در سه ماه اخیر،بازداشت فله ای گروه بزرگی از کوشندگان سیاسی، روزنامه نگاران و کوشندگان حقوق بشری و تشکیل دادگاه و اعتراف گیری از ان ها بود.پروزه ی اعتراف گیری طی مراحل گوناگون با اهداف متفاوت صورت گرفت. من در این مقاله تلاش خواهم کرد با پرداختن به جنبه های گوناگون این پروژه ی ضد انسانی نشان بدهم که  متناسب با پرداخت هزینه ایا این پروژه که توسط سپاه و اطلاعات صورت گرفت  فایده ای برای رژیم در برداشته یا این اقدام نیز به طور کامل به ضرر ان ها تمام شده است.

با تجربه ای که من از زندان های امنیتی رژیم اعم از  زندان های اطلاعات و سپاه و زیر پوشش حقوقی دادگاه های انقلاب دارم ،مراحل گوناگون این نوع پروزه ها به شرح زیر است.

همان گونه که در جنبش دانشجویی 18 تیر ماه صورت گرفت،ابتدا یک حکم کلی از سوی دادستان یا  معاونت امنیت دادگاه انقلاب صادر می شود. من در جریان بازداشت های 18 تیر ماه  10 سال پیش به دلیل این که از یک ماه پیش از ان در بازداشت اطلاعات بودم این حکم کلی را ندیدم اما همه ی دوستانی که بازداشت شدند خبر از یک لیست کلی می دادند که باید بازداشت می شدند. اما در در جریان بازداشت های اخیر این حکم را دیدم. برای این که از طرف دادگاه انقلاب کپی این حکم که به امضای مرتضوی رسیده بود را پشت در خانه ی من اوردند و به من نشان دادند. در این حکم به صورت کلی امده بود که نظر به اغتشاشات پس از انتخابات و... خلاصه این که هر عامل امنیتی که یکی از این کپی ها را در دست داشت اگر به این تشخیص می رسید که فلان فرد یا فلان تجمع در راستای همان حکم کلی مرتضوی است می توانست او را بازداشت کند. ضمن این که برخی افراد نیز از پیش در این لیست قرار می گیرند و باید بازداشت شوند.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه هشتم مهر 1388 و ساعت |

در سپهرحقوق ومنافع ملی وبستر مدنی وچهارچوب حقوقی وقانونی راه سبز امید را باید تعریف کرد،رهبری نامتمرکزوخودجوشی که نهادها ،احزاب،شبکه های اجتماعی باتوجه به اهداف مشخص به دنبال آن هستند.

بااین وصف باید توجه داشت که مجموعه وظایفی برای رهبری غیرمتمرکزنهادهای مدنی مرجع واحزاب وشخصیتها وجود می دارد که درصورت تحقق آن شبکه های اجتماعی قدرتمند

می شود.مهندس موسوی در بیانیه شماره 10 خود نگاه به ایران ودید به ارزشهای جمهوری اسلامی واجرای ظرفیتهای قانون اساسی د ارد ؛ ظرفیتهایی که همه مردم ایرانی می دانند و تنوع مذهبی،قومی،زبانی،اقوام ایرانی را در کلیت خود تایید می کنند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفتم مهر 1388 و ساعت |
طی یک هفته ی گذشته رویداد های  مهمی را پشت سر گذاشته ایم که هر کدام نیازمند تحلیل جدا گانه به دلیل تاثیر ان ها در مبارزات سیاسی و معادلات اینده ی جنبش ازادی خواهی ملت ایران است.

  در روز 27 شهریور که از سوی حکومت،روز قدس و از سوی ازادی خواهان روز ازادی ایران نام گرفت،حضور ملیونی مردم در تظاهرات اعتراضی همه را غافلگیر کرد. تا ان جا که خامنه ای رهبر حکومت اسلامی حاکم بر ایران که هفته ی پیش از ان ،مخالفین را تهدید کرده بود که مبادا در روز قدس شعار های انحرافی سر بدهند، در یک عقب نشینی اشکار،مجبور شد در روز نماز عید فطر از حضور همگانی در تظاهرات روز قدس سپاسگزاری کند. در صورتی که در این روز جمعیت انبوه با شعار هایی چون مرگ بر دیکتاتور و نه غزه-نه لبنان-جانم فدای ایران بر خلاف نظر حکومت   عمل کرده بودند.تحلیل گران اگاه به خوبی دریافتند که جنبش سبز خاموش نخواهد شد و هر روز بیش از گذشته رژیم را به چالش خواهد کشید.این مهم برای دست اندرکاران حکومت بیش از مخالفین،اهمیت داشت. برای این که ان ها را بیش از پیش دچار کابوس انقلاب و یا فروپاشی حکومت کرد و ان ها در هر مصاحبه و سخنرانی،در باره ی این کابوس حرف زده و ان را  فتنه،اشوب یا خرابکاری و اغتشاش پس از انتخابات نامیده و به خارجی ها نسبت دادند.این امر بیش از هر چیز نشانگر درون اشوب زده ی ان ها به دلیل تداوم جنبش است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه چهارم مهر 1388 و ساعت |

اميدوار بودم آنچه در سطور زير مينويسم را هيچگاه ننويسم. در 30 سال گذشته آرزويم اين بود که ايران تحول به ترقي و پيشرفت را با برنامه اي کاملاً مسالمت آميز و از طريق اصلاحات انجام دهد و هنوز هم آرزويم همان است ولي آنچه واقعيت جنبش مردم ايران بعد از تظاهرات 27 شهريور در روز قدس و بعد از پايان ششمين اجلاس مجلس خبرگان در روز گذشته (همزمان با سفر آقاي احمد نژاد به آمريکا) نشان ميدهد، اين است که متأسفانه آرزوي من ممکن است برآورده نشود. امانوئل کانت عمری برای برنامه ترقي خواهانه در اروپا فعاليت کرد و همه گونه تضييقات عليه خود را در زمان فردريک ويلهلم دوم جانشين واپس گراي فردريک کبير پذيرفت که حتي نوشتن درباره مذهب را براي وي ممنوع کرده بود و کماکان آرزوي کانت اين بود که تحول جامعه به اهداف برنامه ای ترقي خواهانه نه تنها در آلمان که در آنجا زندگي ميکرد بلکه در بقيه اروپا نيز از طريق اصلاحات مسالمت آميز انجام پذيرد وليکن وقتي در فرانسه برنامه مدرنيسم از طريق انقلاب به ثمر رسيد کانت از آن انقلاب دفاع کرد نه آنکه آروزيش انقلاب بود، که نبود، بلکه به اين خاطر که هدف ترقي خواهانه خود را بالاخره اينگونه ديد که در جايی به ثمر رسيده است. اگر جشني گرفتن داشت براي محتوای تحول ترقي خواهانه بود وگرنه کسي از دادن کشته هاي انقلاب چه در فرانسه چه پيش از آن در جنگ استقلال آمريکا نميتوانست که خوشحال باشد (1).


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت |
      چند روزی از آخرين مکاتبهء بين مهندس ميرحسين موسوی و آيت الله حسينعلی منتظری می گذرد، مکاتبه ای که ديده ام بسياری از ناظران آن را تحولی بزرگ بسوی دموکراتيزه شدن حکومت اسلامی در ايران خوانده اند. اما من هرچه در اين مکاتبه می کاوم بيشتر می بينم که بين رابطه ای که ميان يک مدعی رياست جمهوری کشور و يک «آيت الله العظمی» برقرار است و رابطه ای که ميان رئيس جمهور فعلی (به تقلبی بودن و نبودنش کاری ندارم) و آيت الله خامنه ای وجود دارد، از لحاظ کارکردهای ساختاری حاکميت سياسی تفاوت مشهودی نيست و اين دو رابطه را، از اين لحاظ که گفتم، بسيار مشابه هم می يابم، با اين تفاوت که در يک رابطه طرفين می کوشند از حق و حقوق مردم سخن بگويند در حالی که عملاً سابقهء چندانی در احقاق اين خقوق ندارند و در رابطه ای ديگر هم اگرچه حرف و سخن همچنان از حقوق مردم است اما در دست داشتن حاکميت به آنها امکان داده که اين حقوق را به بدترين شکلی ضايع و پايمال سازند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت |

اکنون اما استراتژيست های حاکميت دريافته اند که اگر هم کارت های محدودی بر بازی کردن در دست نظام باشد (که البته به عقيده اين حقير کارتی ديگر برای بازی وجود ندارد)، مهمترينش سرمايه گزاری بر روی شريان هايی از حرکت اعتراضي ست که استعداد تن داد به نوعی سازش، مصالحه و آشتی را داشته باشند. در حقيقت اعمال اين سياست از سوی نظام از آنروست که به خوبی دريافته اند ابتکار عمل از دست نظام به دست جنبش افتاده و اين طبعاً از ديد آنان خطری جدي ست که هويت نظام را با چالش مواجه می سازد.

اما اين شريان ها کدامند، و افرادي که بدان متصل اند، کيستند؟

بر خلاف آنچه برخی از علمای نفرت زدهء قوم که جز سياه و سپيد رنگی نمی شناسند و دوست دارند تصور نمايند که اينان در جرگهء اصلاح طلبان هستند، نه آقای هاشمی، نه آقای ناطق نوری، نه آقای روحانی و نه معدودی از وابستگان نحلهء ايشان، هيچگاه در جرگهء اصلاح طلبان، حداقل آنچه ما و جامعه از رويکرد اصلاحيون می شناسيم و دريافته ايم، نبوده اند
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه سوم مهر 1388 و ساعت |
اقای خامنه ای رهبر حکومت دینی حاکم بر ایران،روز گذشته در خطبه های نماز جمعه ی حکومت، ضمن تهدید مخالفین و معترضین ،سخنانی ایراد کرد که مورد توجه ی محافل مخالف و موافق قرار گرفت و هر کس با توجه به شرایط خاص کنونی و دیدگاه های خود،نظراتی پیرامون ان ابراز داشت. البته در ایران اظهار نظر انتقادی پیرامون گفته های ایشان ممکن نیست و هنوز یک تابو به حساب می اید. برای این که به منتقد فورا انگ توهین به رهبر زده و راهی زندانش می کنند. نگارنده 2  سال حبس از همین بابت گذرانده ام که  15 ماه  از ان را در انفرادی سپری کرده ام.اما بنا ندارم به دلیل ترس از حبس و شکنجه خودم را سانسور کنم و به همین دلیل در این مقاله نظراتم را بیان خواهم کرد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه بیست و یکم شهریور 1388 و ساعت |
پيش بينی آنکه دفتر خلافت ـ سلطنت کنونی ايران چگونه بسته خواهد شد در حوزهء کار صاحب اين قلم نيست. اما مشاهدهء حوادث بين المللی ما را به اين يقين رهنمود می شود که سير تحول تاريخی سراسر جهان ابتدا به سوی سکولاريزه کردن حکومت و سپس استقرار حاکميت دموکراتيک مردم حرکت می کند. اگر در تاريخ بتوان قائل به «جبر» شد سکولاريسم (به معنی پايان تسلط مذهب بر حاکميت) سرنوشت محتوم همهء جوامع است و در اين مورد هيچگونه نگرانی وجود ندارد، اما فقط بايد آرزو کرد که حاکمان سکولار آينده حاملان تاريخی دموکراسی نيز باشند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیستم شهریور 1388 و ساعت |
ایران سه عنصری ایرانی فراگیر است و همراه با پایه ارتباطی احزاب و نهاد های مدنی و شبکه های اجتماعی اعم از دوستانه ،خانوادگی و در محیط کار و محله و نیز دبیرستان و دانشگاه منجر به اعتماد ملی بیانجامد.بی گمان با وجود بحران های اقتصادی و اجتماعی اقشار پایین شهری با شور و حال بیشتری به این راه سبز امید خواهند پیوست.البته به شرطی که نکات مزبور را رعایت کند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه هفدهم شهریور 1388 و ساعت |
افسران مقابله با براندازی نرم:انچه که بعنوان طرح تعالی وکادر سازی نیروهای انقلابی اغاز شد با دخالت در دو انتخابات مجلس هدوره دهم ریاست جمهوری سپاه پاسداران و به طبع ان بسیج دانشجویی را در مسیر یک حزب سیاسی مسلح و در ردیف احزابی چون حزب خلق کره شمالی و بعث عراق و نیز حزب بعث سوریه قرار می دهد.و بسیج شاخه دانشجویی این حزب سیاسی از به بعد در دانشگاه قدرت نمایی خواهد کرد.  افسران مقابله با براندازی نرم در ردیف بازوهای اجرایی کودتا این بار تنها به بر هم زدن یک مراسم ساده دانشجویی فکر نمی کنند ،انها این بار پروژه حذف دائمی منتقدان را بر روی میز در حال بررسی دارند شعار انقلاب فرهنگی دوم را پر رنگ تر می دهند و این بار دغدغه مدیریت دانشگاه ها را بجای مقابله انفعالی در برابر رفتار انجمن های اسلامی را دارند ،انها این بار قانع به شعار های سلبی نیستند بلکه عرصه را برای اجرا می خواهند و قفل این خواسته را در ایجاد تشنج در دانشگاه ها می دانند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت |
۱ وقتی آزادی هدف می شود، پندارها و گفتارها و کردارهای يکايک شرکت کنندگان در جنبش می بايد از خشونت خالی شوند. شعارهای گويای زندگی در استقلال و آزادی می بايد جانشين شعارهای گويای مرگ (مرگ بر...) ها شوند. نه تنها به اين دليل که «مرگ بر» خشونت و بيانگر ادامه نظام سياسی مبتنی بر ميراندن است بلکه به اين دليل نيز که مرگ بر ابراز انزجار و خشم و کينه است و زنده باد آزادی و استقلال و ولايت جمهور مردم، اظهار عزم به بنای جامعه باز و تحول پذير، جامعه انسانهای مستقل و آزاد است. بدين قرار، شعارها می بايد بيانگر حقوقی باشند که تمامی مردم ايران از آنها بر خور می شوند. برای مثال، «ولايت جمهور مردم آری، ولايت فقيه نه» و يا «استقلال، آزادی، جمهوری ايران» و يا « رشد بر ميزان عدالت اجتماعی آری و ويرانگری بر ميزان ستم گستری نه» و يا عدالت اجتماعی آری (برخورداری زنان از منزلت و کارگران و ديگر اقشار، هم حقوق خود بعنوان انسان و هم از منزلت و امکان برابر بر کار و حاصل آن و هر قوم از حقوق فرهنگی و غير آن ) و ستم گستری نه»
۱ /۲ غنی و شفاف کردن هرچه بيشتر وجدان علمی ( خالی کردن شعور همگانی از غير عقلانی ها و سرشار کردن آن از دانش ها و فنون که کاری که در عهده انديشمندان است) و وجدان همگانی با بيان آزادی بمثابه انديشه راهنما از راه قابل فهم کردن اين بيان برای همگان (غنی و شفاف کردن وجدان عمومی که کار دانشگاهيان و دانشجويان است) به ترتيبی که جمهور مردم شرکت خود را در اداره امور جامعه و کشور خود، حق يکايک خود شناسند و در جنبش همگانی تا بازيافت استقلال و آزادی، شرکت کنند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت |
آنچه استراتژي درست جنبش حقوق مدني در آمريکا بود اين بود که فقط يک جنبش تدافعي نبود و کسب خواستهاي خود را به روشني در هر قدم پياده ميکرد و حرکات تهاجمی بدون خشونت نظير اقدام خانم روزا پارک در نشستن در محل مخصوص سياهان در اتوبوس را نه تنها مورد حمايـت قرار ميداد بلکه آن را سرمشق مبارزه مسالمت آميز خود اعلام ميکرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت |
وبلاگ سهرابستان

جنبش سبز جنبش خوش شانسی است و در زمانی پا به به عرصه می گزارد که میدان فعالیت وسیعی در اختیارش می باشد. پتانسیل جنبش سبز در تاریخ معاصر ایران بی نظیر بوده و هرگز آزادیخواهان ایرانی چنین نقاط قوتی نداشته اند.
حتی جنبش مردمی در انقلاب 57 نیز یکسره احساسی و شعاری بود و نمی توان آنرا با جنبش سبز که جنبشی مبتنی بر منطق و آگاهی است مقایسه کرد. در انقلاب 57 کشورهای مقتدر دنیا موافق تغییر حکومت بودند و در این جهت حرکت می کردند ولی در حال حاضر چنین اراده ای از سوی کشورهای خارجی دیده نمی شود و این خود کاملاً بنفع جنبش آزادیخواهانه است. شناخت نقاط قوت جنبش سبز بسیار حیاتی است زیرا سبب می گردد که توجه بیشتری در حفظ و تقویت آنها گردد، در عین حال باید تلاش نمود با بهره گیری از سلاحهای مؤثر جنبش سبز، به نقاط ضعف کودتاچیان ضربه زده و از این طریق اثرگزاری ضربه ها را افزایش داد.



ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388 و ساعت |
در جديدترين مطلبی که از نويسندهء جوان پر شور و شجاع وطنمان، بابک راد، )که مدتی است گزينهء «کوچ سبز در وطن» را ـ به تعبير خودش ـ پيش گرفته( خواندم جمله ای يافتم(1) که فکر می کنم دريغ است آن را ناديده بگيريم، چرا که، بنظر من، ماحصل دوازده سال تجربه ای است که بسياری از خوش باوران دائماً در برابر قبول آن مقاومت کرده اند و اکنون، در پی انتخابات 22 خرداد گذشته، در کلام بابک راد فرمولبندی شده است، بدينگونه: «مردم عزيزمان... می دانند که ساختن مملکتی که آزادی و عدالت و رفاه دارد، مستلزم پرداخت هزينه است و متأسفانه ما با "رأی" و زبان انتخابات نتوانسته ايم و نمی توانيم به خواسته خود، يعنی "تغيير" برسيم... [بقول مهندس موسوی] در کشوری هستيم که از شدت فساد حکومتش، برای دفاع از حق بايد دست از "جان" شست».
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه چهاردهم شهریور 1388 و ساعت |
خوانندگان عزیز لطفا ابتدا این متن را که اقای شریعتمداری نماینده ی ولی فقیه و سرپرست کیهان در باره ی من و از زبان اقای کثرانی در خبر ویژه ی روز پنج شنبه ی خود گذاشته است بخوانید و پس از ان دفاعیه ی من را مطالعه فرمایید. البته من و شما همگی می دانیم که اقای شریعتمداری نماینده ی تام الاختیار اقای خامنه ای در این نشریه است و به همین دلیل حرف زدن با او،در افتادن با کسی است  که پشتش به کوه قدرت است و سپاه و دستگاه قضایی ووزارت اطلاعات و بسیج و لبای شخصی و خلاصه یک حکومت تا دندان مسلح را  با خود دارد،بازی با جان و مال و ابروی خود و خانواده اش است. اما من مدت ها است که قید این چیز ها را زده ام و امیدوارم در این دفاعیه از دو چیز در امان باشم. یکی ترس از حاکم مستبد و دیگری  خروج از جاده ی انصاف.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه سیزدهم شهریور 1388 و ساعت |
با اين همه به نظرمي رسد رويكرد پسا اصلاحات گرچه درابتداي كار اما آغاز شده است و برخلاف آنچه كه حاكمان مدعي اند بحران را ازسرگذرانده اند. رفتارهاي آنها حكايتي ازوضعيت عادي نمي نمايد. هنوزشمارقابل توجه ازفعالان سياسي و مدني درزندان بسر مي برند. هنوزمحاكمات واعترافات نمايشي با وجود آنكه اصلي ترين هدف آن (وابسته نشان دادن حركت مردم به بيگانگان ) كه با گفته هاي اخيررهبرحكومت ازحيزانتفاع ساقط شد ادامه دارد. هنوز روال هاي عادي جامعه نظير بازگشايي دانشگاه ها ومدارس درآغازماه مهر درهاله ي ابهام قراردارد. هرروز نغمه تازه اي سازمي شود تا دانشگاه ها و دست كم دانشگاه تهران كه هنوزاززخم جنايت در كوي بغض آگين است يك ترم تعطيل شود.
تعطيل كردن دانشگاه پديده نامباركي بود كه درسال 59 با دستاويز قرار دادن پالايش علوم انساني ازمفاهيم انديشه هاي غربي به وقوع پيوست. عجيب آنكه پس از قريب سي سال تلاش ناكام براي هضم اين پايگاه آگاهي وآزادي و همزمان با شايعات گوناگون طرح تعطيلي دانشگاه ها بارديگر بحث اشكال درعلوم انساني نيزمطرح مي شود.آيا اين همه نشان از وضع عادي حاكميت است يا اينكه بحران ادامه دارد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388 و ساعت |
جنبش سبز در تاریخ سیاسی ایران بی‌سابقه است. این جنبش (بر خلاف ادعای مقامات جمهوری اسلامی) به صورت خودجوش شکل گرفت، پیش‌بینی نشده بود، رهبری واحد نداشت و به هیچ جریان و گرایش سیاسی خاصی وابسته نبوده است. اصلاح‌طلبان البته نقش تسهیل کننده (کاتالیزور) را در آن داشتند. شعارها و وعده‌های حقوق بشری و دموکراتیک نامزدهای اصلاح‌طلب در انتخابات 22 خرداد میلیون‌ها رأی‌دهنده را برای اولین بار به پای صندوق‌های رأی کشاند. این آرا با مهندسی فاحش انتخابات ندیده گرفته شد. معترضان به خیابان‌ها ریختند و جمعیت عظیم دیگری که رأی نداده بودند نیز به آنان پیوستند. نتیجه را همه شاهد بوده‌ایم: برگزاری بزرگ‌ترین تظاهرات میلیونی علیه جمهوری اسلامی و حول یک خواست مشترک ‌آزادی انتخاب


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه دهم شهریور 1388 و ساعت |
  به دلیل درگذشت یکی از بستگان نزدیک باید به شهرستان می رفتم. رفتم و گروهی از هم میهنان که از شهر ها و روستا های دور و نزدیک امده بودند را دیدم. من در این مدت حدود سه ماه ،از تهران دور نشده بودم و با گروه های گوناگون شهری و اجتماعی تماس واقعی نداشتم. اما سفر اخیر برایم بسیار مفید بود.تا پیش از ان مردم به سه دسته ی عمده تقسیم شده بودند. گروه طرفداران موسوی،طرفداران احمدی نژاد و تحریمی ها. به مرور که به شب انتخابات نزدیک می شدیم و  به ویژه با راه افتادن ان مناظره های تاریخی   از شمار تحریمی ها کاسته می شد و بر شمار دو کاندیدای اصلی اضافه می شد. تا انجا که مناظره ها توانست مردم را به مانند طرفداران دو تیم رقیب به میدان بکشاند. تحریمی ها حدودا در اقلیت قرار گرفتند و من نیز در این اقلیت و بلکه از پیشقراولان ان بودم و از این بابت  خوشحال هستم.البته اگر احتمال می دادم مردم در اعتراض به تقلب دست به اعتراض می زنند حتما در انتخابات شرکت می کردم اما به هر حال در ان شرایط حاضر نشدم پای صندوق هایی بروم که از نتیجه ی ان اگاه بودم.   این  البته یک بحث غیر ضروری در شرایط فعلی است و من نمی خواهم به ان دامن بزنم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هشتم شهریور 1388 و ساعت |
    

آنچه پيش رو داريد در واقع ادامه بحثي است که دو هفته قبل تحت عنوان "مسأله سکولارها نبايد موسوي باشد" نوشتم (1).

 

در نوشتار پيشين توضيح دادم که در رژيم شاه نه تنها اپوزيسيون مخالف سلطنت اجازه تشکيل احزاب را نداشت و دو حزب اصلي سکولار سالهاي 1320 تا 1332 يعني حزب توده و جبهه ملي بعد از 28 مرداد تعطيل شدند بلکه "خودي ها" هم نميتوانستند احزابي با برنامه هايی در مخالفت سياست هاي  شاه بسازند و مثلاً حزب ايران نوين يا حزب مردم يا بعداً حزب رستاخيزبه همين دليل هيچگاه نتوانستند نيروئي شوند. در نتيجه در 25 سال بعداز 28 مرداد، تشکيلات مذهبي نقش سياسي به خود گرفت، و در انقلاب 57 نيز مساجد نقش اصلي را ايفا کردند و نه احزاب، و هنوز هم احزاب سکولار بعد از 56 سال نتوانسته اند در ايران نقشي پيدا کنند.

 

همچنين در مقايسه اشاره کردم که بعد از سال 1360، جمهوري اسلامي نيز اساساً همه احزاب سکولار را تعطيل کرد، اما با يک تفاوت فاحش با رژيم شاه، و آن اينکه به احزاب خودي نظير مجاهدين انقلاب اسلامي و بعداً هم جبهه مشارکت را اجازه فعاليت داد.  در نتيجه امروز يعني 28 سال بعد از تعطيلي احزاب سکولار در سال 1360 اين دو حزب توانسته اند منعکس کننده بحش مهمي از خواستهاي مردم شوند و با شروع دولت احمدي نژاد و پيشروي برنامه مهدويت آيت الله مصباح يزدي، آنچه آقاي مصباح يزدي در همان اول دولت احمدي نژاد گفت، يعني موضوع پاک کردن 16 سال انحراف از نظر ايشان مطرح است (2).

                                                                                                                 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت |
روزهای تلخ محاکمات فرمايشی ـ نمايشی رژيم اسلامی را می گذرانيم و عبارت «زندانی سياسی...»، که اگر نه در دهان ها که حتماً در ذهن ها با عبارت «...آزاد بايد گردد» همراه می شود، مرتباً در فضای تلخ کشورمان پژواکی کوبنده و دردناک يافته است. رژيم به جراحی پيکر خويش مشغول است. پرهائی را که رهبرش زمانی از آن يکی از دو بال پرندهء حکومت اسلامی خوانده بود کنده می شوند و بر صندلی های سالن تئاتری تهوع آور می نشينند، تئاتری که محاکمه کنندگان جلوه فروش بر صحنه از محاکمه شوندگانی که در جايگاه تماشاگر نشسته اند بی استعدادتر و بی مهارت ترند. فکر کردم شايد بد نباشد که مطلب اين هفته را به همين مفهوم «زندان سياسی» و نکات پيرامون آن اختصاص دهم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت |
دویچه وله : مارتین گِلِن، تحلیل‌گر روزنامه "دی‌تسایت"، به تحلیل روند دادگاه‌های "انقلاب مخملی" و تازه‌ترین واکنش علی خامنه‌ای، رهبر مذهبی ایران پرداخته است. وی گفته‌های آیت‌الله خامنه‌ای را "پایان‌دادن به نمایش‌های مضحک" می‌داند.

تحلیل‌گر روزنامه آلمانی "دی‌تسایت" در قاهره، مقاله خود را با صحنه‌ای از دادگاه محاکمه متهمان به انقلاب مخملی در ایران آغاز می‌کند، جایی که نماینده دادستانی «پیروزمندانه» از مجازات مرگ برای متهمان سخن می‌راند. مارتین گلن به پخش اعترافات سعید حجاریان اشاره می‌کند، این‌که دو نفر به او برای حضور در دادگاه کمک کردند و در ردیف اول نشاندندش، این‌که متن اعترافات او را شخص دیگری خواند، «زیرا سعید حجاریان پس از ترور توسط نیروهای امنیتی به سختی می‌تواند سخن بگوید».


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفتم شهریور 1388 و ساعت |
تجربه 30 سال ستم تحت لوای مذهب، سکولاریسم و یا جدائی دین و دولت را بیکی از شعارهای مرکزی این انقلاب (استقلال، آزادی، جمهوری ایرانی) تبدیل کرده است. این انقلاب خواهان بازگشت دین به عرصه خصوصی، و بازگشت روحانیت به مساجد است. این انقلاب قصد انتقام جوئی نخواهد داشت، بلکه تنها هدف آن شروع فرایند التیام، بازسازی (بویژه نهادهای مدنی) جامعه و حفاظت از محیط زیست و وارد کردن ایران در جرگه کشورهای متمدن، بازسازی روابط با کشورهای غربی، اسرائیل و کشورهای همسایه بر مبنای استقلال و منافع ملی ایران است.

آقای گنجی در پاسخ به سوال شما "با این رژیم چه باید کرد؟"، پاسخ من سرنگونی رژیم از طریق یک انقلاب مردمی است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت |
بيانيهء کمپین با خلط مفاهیم حقوق بشری با یک مبارزه سیاسی و پیوند آن با «جنبش سبز» به یک تناقض عملی نیز گرفتار شده است. اگر بیانیه موارد نقض حقوق بشر از سوی «رژیم جمهوری اسلامی ایران» را بر می‌شمارد و در فراز نخست به نمونه‌هایی از آن‌ها در سه دهه گذشته اشاره می‌کند و در فراز بعدی «کارنامه ی زمامداران سیاسی ایران را مصداق روشن جنایت علیه بشریت» می‌شمارد عملا همه این زمامداران را در سی سال گذشته مقصر می‌شناسد و خواهان تعقیب و مجازات آن‌ها شده است. ولی بسیاری از این زمامداران اکنون در جنبش سبز فعالند و برخی جزو رهبران آن بشمار می‌آیند. در این صورت آقای گنجی که از یک سو کمپین را به جنبش سبز پیوند زده و از سوی دیگر عملا خواهان تعقیب و مجازات آنان به عنوان مرتکبان جنایت علیه بشریت شده است چگونه می‌خواهد یا می‌تواند این تناقض را حل و فصل کند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه سی و یکم مرداد 1388 و ساعت |
اين واقعيت که اسلام‌گرايان حاکم بر ايران برای «ترغيب» مخالفان خود از زبان ويژه ای به نام «تعزير اسلامي» استفاده می کنند برکسی پوشيده نيست. سی سال است که قربانيان نظام مقدس، مزه‌ی گفتمان چماق و شلاق و    تجاوز ــ يا همان تعزير اسلامی ــ را                     چشيده اند و از راه پوست و استخوان شان، واژگان و جملات و معانی اين ديسکورس قديمي ِ هزار و چارصد ساله را از نو آموخته اند. اما اينکه همين حاکمان اخيراً تصميم گرفته اند روش اقناعي ِ خود را در مورد همقطاران خودی نيز به کارگيرند، ناله‌ی کم رمق خودی‌ها را  درآورده که، «با ما چرا؟ ما که محارب و کافر و سکولار نيستيم! ما که فقط می خواهيم با شما ديالوگ داشته باشيم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه سی ام مرداد 1388 و ساعت |

يورگن هابرماس، فيلسوف آلمانی، در کيفرخواست دادگاهی در تهران متهم شده که در سفرش به ايران با عده‌ای از اصلاح‌طلبان ديداری مخفيانه داشته و به آنان درس براندازی داده است. هابرماس، قهرمان اين داستان پليسی کيست؟

در دورۀ پايانی رياست جمهوری محمد خاتمی، گروهی از اصلاح‌ طلبان نظام به اين درک رسيدند که با طرف مقابل خود نمی‌توانند تعامل متمدنانه‌ای را پيش برند. برای آنکه سختی کار خود را نشان دهند، مدام می‌گفتند همکنشی با حريفشان همانند شطرنج‌بازی کردن با گوريل است. چنين موقعيتی يک موقعيت غير هابرماسی است، اگر نام هابرماس را مترادف با گفت‌وگوی خردوزرانه در نظر گيريم
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت |
باگذشت بيش از 60 روز از انتخاباتي كه قراراست به افتخار آن تمبرياد بود چاپ شود، هنوزبحث صحت يا تقلب درانتخابات كشدارترين چالش آن به شمارمي رود.اما آيا اين همه ي ماجراست. اندك تامل درگفته هاي هريك ازبازيگران اين عرصه دو نكته را آشكار مي سازد .نخست آنكه بحث تقلب درانتخابات تنها نقطه ي شروع تعارضات است. ديگر آنكه به رغم هويت يابي شكاف اصلي « يك تن سالار/مردم سالار» به روشني تكثر گفتماني درهردوسوي جبهه قابل تشخيص والبته روبه ازدياد است .. . با اين تفاوت كه درجبهه مردم سالاري با وجود چند گونگي مشرب ها تلاش بر آن است تا جنبش ازسرگرم شدن به آن امتناع ورزد. ضمن آنكه اين موضوع مانع ازآن نيست تا اجزاي اين رنگين كمان دمكراتيك هويت مستقل خود را مشخص كنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388 و ساعت |
در آخر هم اين نکته را بگويم که عده اي دوست دارند ضعفهاي آقاي موسوي يا کروبي را نشان دهند و فکر ميکنند به اين طريق رهبران سکولار جاي آنها را خواهند گرفت. اين خيالي خام است. جايگاه آقاي موسوي به اين خاطر است که حزب مشارکت ايشان را در اين انتخالات در اين نقش قرار داد وگرنه مردم حتي اسم ايشان را هم يادشان نبود، اگر هم ايشان موفق نشوند يا خراب کنند آلترناتيو ايشان کسان ديگري از همان جبهه مشارکت اسلامی هستند و نه رهبران سکولار. رهبران سکولار متأسفانه در شرايط کنوني در مسابفه اي با رهبران اين دو حزب نيستند چرا که خود حزبي ندارند که به نمايندگي از آن نيرويشان اندازه گيري شود و برخوردهاي فردي به ايشان هم درد سکولارها را دوا نميکند. سکولارها هيچ راهي ندارند غير از آنکه زير تيغ در همين ايران احزاب خود را بسازند و آنهم وقتي است که برنامه خود را تبليغ کنند هرچه که به آن اعتقاد دارند وگرنه با تخريب آقاي موسوي و کروبي فقط جنبش دموکراسي خواهي را تضعيف می کنند. در خارج هم همينطور است و بسياري از حمللات به هواداران حزب مشارکت غلط است و سکولارها هم ميتوانند با پلاتفرم هاي خود کار کنند تازه سرکوب که براي سکولارها در داخل زياد است، در خارج از آن خبري نيست. اگر هم آقاي موسوي يا کروبي خراب کنند اين مايه خوشبختي نيست که يک عده بگويند ما که گفتيم. نرهبران هر جرياني ميتوانند خراب کنند همانطور که در تاريخ ما ده ها رهبر جريانات سکولار به دلائل مختلف خراب کردند. اين ها هم اگر خراب کنند از همان جبهه مشارکت و حزب اعتماد ملي جايگزين برايشان پيدا خواهد شد و بايد اميدوار باشيم که نابود نشوند نه آنکه از چنان سناريوئي خوشحال شويم و فکر کنيم بنفع سکولارها تمام ميشود.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 و ساعت |
اين متن خطاب يا جوابی به آقای اکبر گنجی نيست، چرا که ايشان "فقيه وار" سخن می گويند و عادت به خواندن و شنيدن مطالب "کافران" را ندارند، و فقط نوعی رمزگشايی چند مورد از قسمت های مختلف مطلب اخير ايشان است؛ مطلبی که با اشاره به مواردی کاملاً درست، در زير نام دموکراسی آغاز می شوند اما، زيرکانه، به حذف پرچم و حتی حذف مردمانی مخالف با عقيده ايشان در تظاهرات خارج از کشور می انجامند. در عين حال در راستای تصحيح اظهار نظرهای غلطی که ايشان، دانسته يا نادانسته، در مورد قوانين مردمان کشورهای متمدن در ارتباط با پرچم، يا تظاهرات، و يا همراهی و همگامی با جنبش های مردمی بيان داشته اند کوشش شده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت |
پس از برگزاری اعتصاب غذای نيويورک، به ابتکار و مديريت آقای اکبر گنجی، دوستی که داوطلبانه از شمال کاليفرنيا برای شرکت در اعتصاب به نيويورک رفته و برگشته بود به من تلفن کرد و با تعجب گفت: «فلانی، فکر می کردم تو را در نيويورک  می بينم. دعوت عامی بود از جانب عدهء زيادی از روشنفکران و اساتيد دانشگاه برای اعتراض به زندانی کردن اين همه فعال سياسی، و نيز فرصتی مناسب بود برای گردآمدن و ـ بخصوص در شب ها که فراغت بيشتری وجود داشت ـ فکرها را روی هم ريختن و رد و بدل کردن افکار. تو چرا نيامده بودی؟»
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در جمعه بیست و سوم مرداد 1388 و ساعت |
در فرداي مرگ مائو آشکار بود که ديگر اين دو برخورد به آقاي تين سيائو پينگ هم به پايان رسيده است.  سؤال اين بود که آيا راديکالهاي جوان، آقاي تين سيائو پينگ را سر به نيست ميکنند، با بالعکس.  آقاي تين سيائوپينگ پيش دستي کرد و آنچه گروه چهار نفر ناميد يعني وانگ هونگ ون جوان و همسر مائو و دو نفر ديگر را که سرکردگان آنها بودند را به زندان انداخت و در همين حال جسد مائو را موميائي کرد و با وجود آنکه خود مائو در انقلاب فرهنگي دستور پائين کشيدن وي و ارسالش به دهات براي بيل زدن را داده بود اما تين سيائو پينگ نه تنها خاطرخ مائ را نابود نکرد بلکه از مائو يک فرعون موميائي گرفته در قبري مجلل ساخت و براي هميشه از همان روش تنش زدائي مائو استفاده کرد البته اينبار مائو بود که به شکل مجازي نقش يک امپراطور چين و يک رهبر راديکال حزبي را براي آسايش روان راديکالهاي کمونيست در حزب و جامعه ايفا می کرد اما نه بطور زنده بلکه در نقش خدايگونه خود به شکل يک مرده با همه احترامات و گروه چهار نفر راديکال ها هم هر چهارتايشان در زندان ماندند و آخرين نفرشان يکي دوسال پيش در همان زندان درگذشت.  ضمناً يکوقت فکر نکنيد که سرکوب جنبش "تين آنمن" را گروه چهار نفر انجام دادند.  خير آنها سالها بود که در زندان بودند و آن سرکوب را همان جناح تين سيائو پينگ کرد که ديگر در آن روزها در قدرت بود البته آن واقعيت به موضوع بحث من اينجا ربطي ندارد.  آنچه اينجا ميخواهم بگويم اين است که مسأله آقاي احمدي نژاد با اقاي رفسنجاني نظير مسأله گروه چهار نفر با تين سيائو پينگ است و هردو ميدانند که تا آقاي خامنه اي هستند ايشان نميخواهد که هيچکدام حذف شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 و ساعت |
پرسشی منطقی،کنجکاوانه و از روی امید مطرح بوده و ان پرسش این است که هاشمی چه می تواند بکند و مردم از او چه انتظاری دارند و او چه باید بکند؟چه می تواند بکند  به چه باید بکند تبدیل شده است. برای این که هرگاه اجتماعی در مسیر خواسته های تاریخی خود به نقطه ی حساسی برسد به هر وسیله ای دست می زند و از هر حادثه ای انتظار می کشد تا این حساسیت را درک کرده و او را در رسیدن به هدف کمک کند. گویا مردم ایران -البته اکثریت- به چنین نقطه ی حساسی رسیده باشند.

من بدون این که بخواهم از جاده ی منطق،واقع گرایی و اعتدال به بیرون برانم، تصویری از هست ونیست ها و باید و نباید های کنونی ایران در شرایط کنونی را رسم می کنم و داوری را به هاشمی رفسنجانی می سپارم تا خود بر پایه ی مقدورات و معتقدات عمل نماید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت |

پیام دانشجو: این مطلب را از یکی از سایت های طرفدار دو اتیشه ی احمدی نژاد و خامنه ای گزینش کرده ایم. مشخص است که این ها از نماز جمعه ای که قرار است توسط هاشمی رفسنجانی بر پا شود به شدت وحشت کرده اند. روش برخورد ان ها با امثال رفسنجانی سود جویانه و ماکیاولی است. اگر او از نظرات ان ها پیروی کند همه ی اشتباهات و انحرافاتش ندیده گرفته می شود. اما اگر حاضر به تمکین از ان ها نشود،همه ی عیوب عالم را بر او بار می کنند.متن زیر را ببینید:

به نظر می‌رسد سکوت آقای هاشمی در قبال حوادث و اغتشاشات صورت گرفته بعد از اعلام نتایج انتخابات و عدم اعلام حمایت ایشان از نظام و قانون اساسی در فاصله‌ی زمانی یک ماهه‌ی پس از برگزاری انتخابات غفلت از وظیفه‌ی شرعی، ملی و قانونی‌شان بوده است خصوصا این‌که در خطبه‌های نماز جمعه‌ی ۲۶ تیرماه نیز کمترین اشاره‌ای به بیانات رهبری و اعلام حمایت از ایشان نداشتند. آقای هاشمی حتی نسبت به بیانات رهبری در خطبه‌های نماز جمعه در خصوص تأیید سوابق ایشان بی‌تفاوت بودند و کوچکترین عکس‌العمل رسمی و غیر رسمی را برای تشکر از این تأییدات بی‌سابقه از خود بروز ندادند!

همچنین انتظار مردم این بود که آقای هاشمی خانواده‌ی خود را از اقدامات غیرقانونی پس از انتخابات برحذر دارند و در صورت ادامه‌ی فعالیت‌های غیرقانونی‌شان، از آنها حمایت نکرده و برائت جوید که متأسفانه این چنین نشد و آقای هاشمی حفظ فرزندان و خانواده‌ی خود را بر حفظ نظام و انقلاب ترجیح داد و بی‌تفاوتی ایشان در خصوص فعالیت‌های فرزندانشان در ماجراسازی‌های قبل و بعد از انتخابات موجب شد تا خانواده‌ی ایشان با سوء استفاده از موقعیت پدر خود نقشی تأثیرگذار در وقایع پس از انتخابات ایفا نمایند و اطمینان‌خاطر داشته باشند که حمایت‌های پدر مانع از برخورد قانونی دستگاه قضایی با آنها خواهد شد!


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه هجدهم مرداد 1388 و ساعت |
ديروز مراسم تحليف دور دوم رياست جمهوري محمود احمدي نژاد انجام شد. نيروهاي انتظامی همه جا در اطراف ميدان بهارستان حضور داشتند و جمعيتي که در اعتراض هاي خياباني در روز گذشته شرکت داشتند در مقايسه با همه اعتراضاتی که از حدود 50 روز پيش يعني از روز 22 خرداد ماه آغاز شدند خيلي کم بود. البته همه ما درباره شدت سرکوب اعتراضات و حضور وسيع نيروهاي انتظامی در هفته هاي اخير بويژه بعد از مراسم چهلم ندا آقا سلطان در بهشت زهرا آگاه هستيم. اما به هرحال مراسم تنفيذ و تحليف آقاي احمدي نژاد با کمک آيت الله خامنه اي انجام شد و تظاهرات خياباني هم ديگر نه تظاهراتی ميليوني نظير روزهای اول پس از 22 خرداد بلکه شمار معترضان در خيابانها به هزاران نفر تنزل کرده بود. درنتيجه سؤال اين است که آيا اپوزيسيون شکست خورده است و آقاي احمدي نژاد پيروز شده است؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت |
دوازده سال پيش، در آغاز 1376، ايرانيانی که خود را برای «دوران پس از هاشمی رفسنجانی» آماده می کردند، با شعارهای انتخاباتی جديدی روبرو شدند که روی پوسترها و پرچم ها و بنرهای پارچه ای رنگارنگ در همه جا به چشم می خورد؛ شعارهائی متعلق به «جبههء مشارکت ايران اسلامی» که، با استفادهء هوشيارانه از همهء وسائل تبليغاتی در دسترس، آمده بود تا دوران مشهور به «اصلاح طلبی» را آغاز نموده و نامزد مقام رياست جمهوری اش، سيد محمد خاتمی، را روانهء کاخ رئيس جمهور ايران اسلامی کند.

در آن زمان تلاش های نوچه هاي  رفسنجانی برای تغيير قانون اساسی و سه دوره ای کردن رياست جمهوری او بجائی نرسيده و چهرهء او بخاطر معرفی شدن اش به عنوان يک شارلاتان سياسی دزد و جنايت کار از زبان و قلم خيلی ها، و به خصوص اصلاج طلبان مترصد فرصت، بکلی مخدوش بنظر می رسيد. از جمله اکبر گنجی، با نوشتن کتاب «عاليجناب سرخ پوش»، چنين چهره ای را به ثبت روزگار رسانده بود، و يا حشمت طبرزدی که در پيام دانشجويش از بيداد فساد دستگاه او سخن می گفت بی آنکه وابسته به اردوگاه اصلاح طلبان باشد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در شنبه هفدهم مرداد 1388 و ساعت |